منت گذاشتن و در این قسمت نظز دادن .
به همین خاطر به جای عکس قبلی (عثمان و شجریان) این صحبتا رو گذاشتم
وضع آموزش و پرورش خواف
از قديم الايام تاکنون
( بانگاهي خاص به مدارس خردگرد )
تهيه و تنظيم : پري حسيني و فرهاد عرفان
نوشته :مصطفی مالداری
مقدمه :
تاريخ يک ملت آيينه نماي حقايق گذشته يک ملت است براي نسل هاي جوان و آينده , و فرهنگ هر قوم شناسنامه آن قوم است و ملت بدون فرهنگ و تاريخ و گذشته يعني ملت بدون شناسنامه , بدون اصالت و بدون هويت .
يکي از مناطق و ايالات بسيار وسيع و قديمي استان خراسان که مردان بزرگ , عالمان و سلاطين مهمي را در خود پرورانده است , خواف است . متاسفانه خواف جزء سرزمين هايي است که کمتر معرفي شده است و آثار و تأليفاتي که معرف اين شهر است بسيار انگشت شمار و محدودند , اين شهر داراي قدرت تاريخي بسياري است و حوادث و رويداد هاي سياسي خاصي را پشت سر گذرانده است همانند : حملة احنف بن قيس سال 18 ه . ق تا حمله نماينده خليفه و نبردبا زرتشتيان , عبور حسن صباح اسماعيلي از اين منطقه , حمله مغولان به خواف , حمله هولاکو خان , درگيري شاه اسماعيل صفوي در خواف با مراد بيک ترکمان و حضور نادر شاه در خواف و از همه مهم تر تبعيد روحاني برجسته (مدرس) به اين شهر است .
اطلاعاتي که نگارنده به دست آورده است بيشتر پيرامون يکي از مناطق مهم خواف يعني خرگرد است . هدف از ارائه اين مقاله آشنايي با دو مدرسه مهم منطقه خرگرد خواف مي باشد که يکي مدرسه غياثيه و ديگري مدرسه نظاميه ناميده مي شود . به اميد آنکه در معرفي اين مدرسه حق مطلب ادا گشته باشد.
يا رب بدور دار بلا و نياز و قحـط از خطه خراسـان خاصه ز خـاک خـواف
زيرا که جمله مومن و پاکند و معتقد با دين نيک و مذهب خوب و ضمير صاف
چکيده مطالب :
در عموم جوامع انساني , نخستين نهادهاي آموزشي در بطن نهاد ها و سازمان هاي مذهبي تکوين يافته اند, اما به تدريج در پي افزايش و تنوع فعاليت هاي توليدي و خدماتي , و ازدياد و پيچيدگي نهادها و موسسات اجتماعي , برخي از نهاد ها و سازمان هاي مذهبي به شعبه ها و سازمان هاي تخصصي تجزيه شده و برخي از آنها راه استقلال را پيموده و روز به روز از نهادهاي مذهبي بيشتر فاصله گرفته اند و برخي نيز همانند مدارس ديني ايران قبل از اسلام زياد فاصله نگرفته اند . روند شکل گيري فضاي کالبدي مدارس به تبعيت از مساجد , به شکل فضايي چهار ايواني , گواه بر پيوند مدارس به مساجد بود , معمولاً مدارس بزرگ در شهر ها در قلب آن و حوالي مسجد جامع قرار داشت . هدف از تأسيس مدارس براي همه بنيانگذاران يکسان نبود . برخي توسط علماء و مدرسان احداث مي شد و برخي توسط سلاطين و ثروتمندان .
مطالعه و بررسي وضع فرهنگي منطقه خواف نشان مي دهد که اين سرزمين رجال خيز و ادب پرور با وجود وضع خاص جغرافيايي , به لحاظ فرهنگي پيشرفت داشته است و افراد نامدار اين خطه از فرهنگ غني بالايي برخودار بودن و اصلاً منطقه زوزن را به واسطه علماء بسيار , بصره کوچک مي ناميدند . روستاي خرگرد هم پيشينه پر آوازه اي در تاريخ فرهنگ ايران دارد . يکي از نظاميه هاي قرن پنجم هجري که توسط خواجه نظام الملک در سراسر ايران ايجاد مي شود , در همين خرگرد است , آن روزها خرگرد کنار جاده بود و موقعيت فرهنگي و ارتباطي آن اين شهر را در رديف شهر هاي پر اياب و ذهاب ايالت قهستان قرار داده بود. ديگر مدرسه غياثيه که آثار خيرات و مبرات غياث الدين پير احمد خوفي وزير شاهرخ تيموري است . وي فردي بود که علاقه زيادي با ساختن ابنيه مذهبي و تأسيسات فرهنگي داشت و باني مدرسه غياثيه خرگردخواف شد. در اين مقاله برآنيم در ضمن آشنايي اندکي با وضع آموزش و پرورش خواف , به معرفي اين دو مدرسه تاريخي نيز بپردازيم.
1- وضعيت فرهنگي خواف در قبل از اسلام :
تاريخچه تعليم و تربيت يکي از مهم ترين جنبه هاي فرهنگي و اجتماعي تاريخ بشر و در واقع پايه و اساس ساير جنبه هاي زندگي به شمار مي رود . آگاهي از آن نه تنها باعث آشنايي با جنبه هاي مختلف آموزشي و پرورشي در طول تاريخ مي شود , بلکه بررسي نتايج دستاوردهاي نظام هاي مختلف آموزشي کشور در استفاده از تجارب به دست آمده مي تواند در ترسيم ساختار آموزشي مطلوب مورد استفاده قرار گيرد . بررسي تاريخي آموزش و پرورش و سير تکويني آن مي تواند نشانگر ميزان رشد يا عقب ماندگي جوامع باشد[1].
در رابطه با شهرستان خواف اگر چه از دوره قبل از اسلام آثار مکتوبي در دست نيست که بتوانيم بدان منابع اشاره کنيم ولي از اينکه در عصر اشکانيان و ساسانيان , خواف و زوزن از ولايات مهم نيشابور و ابر شهر و از شهرهاي مهم خراسان بزرگ بوده , ترديدي نيست . وجود آتشکده هايي که در اين منطقه ياقوت حموي به آن اشاره کرده است و اينکه مناطقي چون خرگرد , زوزن , سيجاوند , سنگان از مراکز بزرگ زرتشتيان بوده است و عبور يک شاخه فرعي از جاده ابريشم که از طريق هرات وارد ايران شده و وصل راه زوزن به گرگان و نيز تپه سياه زوزن و تپه بياس آباد که به نظر باستان شناسان از هزاره قبل از ميلاد مسيح است , همه نشانه عظمت فرهنگي اين حوزه قبل از اسلام است . رشد و توسعه منطقه علاوه بر عوامل طبيعي و مادي و عوامل انساني و فکري آن منطقه ارتباط دارد , براي اينکه به اهميت , قدمت و پيشرفت فرهنگي يک منطقه پي ببريم , نبايد تنها وضعيت فعلي آن منطقه را ملاک قرار دهيم , بلکه بايد حداقل قرنها به عقب برگشته و با ترسيم دورنماي فرهنگي , اجتماعي و سياسي آن با ملاک هاي مشخص چون علماء , آثار , تأليفات و رجال برجسته سياسي , فرهنگي و موسسات علمي آن سامان در گذشته و حال که هر کدام معرف وضعيت روشن فرهنگي آن منطقه است , ارزيابي کنيم . پس در مورد خواف ملاک هاي برجسته اي وجود دارد و قدمت فرهنگي آن شامل آثار قبل از اسلام اعم از رجال علمي و سياسي و آثار و ابنيه تاريخي و علمي مي باشد.[2]
2- وضعيت فرهنگي خواف بعد از اسلام :
از قرن 3 ه با گسترش قلمروي اسلام و آشنايي مسلمين با اصول اديان و مذاهب ديگر زمينه براي تبادل انديشه ها از طريق تدوين و ترجمه کتب و بحث و مناظره فراهم شد و دربار خلفاي عباسي محل تردد فلاسفه و مترجمان و اطباء شد , سخت گيري به پيروان ساير اديان زمان متوکل زياد شدو دربار عباسي به عنوان پايگاه تجمع انديشمندان , مرکزيت خود را از دست داد . مراکز سلسله هاي ايراني قبل از تسلط ترکان محل خوبي براي تجمع فضلاء و ادباء بود . برخي مثل قابوس بن وشمگير اهل ادب بودن و زمان ترکان غزنوي به اين طرف , قتل افراد به اتهام عقايد مذهبي خاص آغاز شد و خيلي ها با اين اتهام کشته شدن و کتب زيادي به اتش کشيده شد . فقط فقها و شعراء و ادباي مورد قبول را در غزنين گرد هم جمع مي نمودند و آنجا کتابخانه هاي بزرگ پديد آوردند . اين زمان ها مساجد نخستين فضاهاي آموزشي و تدريس بود . و کم کم از اواخر قرن 3 ه و اوايل قرن 4 ه دارالعلوم هاي به وسيلة علما ء وامرا تأسيس شد.تعدد مکتب هاي فلسفي و مذهبي عامل ازدياد طلاب شد وضرورت ايجاد فضاي خاص را منجر گشت.[3]
نخستين مدرسه اي که بعد از اسلام پديد مي آيد به قولي توسط حسن بن علي معروف با ناصر کبير در قرن 3 ه در آمل دانسته اند و به دنبال آن روند ساختن مدرسه سرعت بيشتري مي گيرد و مدارس نظاميه توسط وزير الب ارسلان وملک شاه گسترش مي يابد .اکثر مورخان شهر نيشابور را مهد نخسين مدارس در خراسان دانسته اند و وجود بيشتر اين مدارس علمي در شرق ايران نشان دهندة توجه ان مرز و بوم به علوم و احترام علماء بوده است مدارس محلي که در بلخ , بخارا , هرات ساخته مي شود , فضاي تعليمات عالي بود.
نظاميه ها اگر چه نخستين مدارس اسلامي نبودند ولي سازمان عظيم و برنامه هاي بکار برده شده در آنها باعث شد تا کليه سازمانهاي علمي معاصر آن را تحت الشعاع قرار دهند از جمله هدفهاي مهم ساخت نظاميه ها , تقويت مذهب شافعي در برابر ديگر مذاهب اسلامي و مقابله با تبليغات و فعاليتهاي فرهنگي اسماعيليان بود . اين مدارس تا دير گاهي از مراکز مهم علمي و مذهبي دنياي اسلام بود و دانشمندان از اقصي نقاط ايران بدانجا مي آمدند.[4]
و اما در مورد خواف , منابع تاريخي حکايت مي کند که در سر زمين رجال خيز و ادب پرور خواف با اينکه اوضاع سياسي و جغرافيايي آن در پيشرفت فرهنگي اش نقش مؤثري داشته و در دامن خود رجال علمي , سياسي , مذهبي و نظامي خدمتگزاري را براي ايران و اسلام پرورش داده , واضح است که رشد شخصيت ها و رجال بستگي مستقيم به پيشرفت آموزش و پرورش هر منطقه دارد. افراد نامدار خواف از فرهنگ بسيار غني برخوردار بوده اند و اغلب مورخان زوزن را به واسطه علماء بسيار, بصره کوچک مي ناميدند . علي بن حسن باخزري در قرن 5 ه مي گويد : (( زوزن به آسيابي مي ماند که بر مدار دانش مي چرخد )). جاي ترديد باقي نمي ماند که زماني خواف در دوران طلايي فرهنگ به سر مي برده که حتي کشورهاي ديگر جهان از وجود دانشمندان آن بهره مي برده اند . علماء اين منطقه در بغداد , شامات , بخارا , سمرقند و ساير ولايات مثل هرات و نظاميه نيشابور تدريس مي نمودند و يا در ولايات ديگر مثل دربار غزنويان و سلاجقه و تيموريان و خوارزمشاهيان به امارت و وزارت رسيده اند و يا مثل عبد الرزاق خوافي صاحب بهارستان سخن و مأثر الامرا در قرن 10 و 11 ه ق در درباره هند خدمات خدمات فرهنگي نموده و تأليفاتي داشته اند.
اهميت علمي فرهنگي و سياسي خواف از آنجا پيداست که در قرن 5 ه خواجه نظامک الملک طوسي وزير ملکشاه در خرگرد خواف نظاميه اي در حکم دانشگاه امروزي تأسيس مي کند و غياث الدين پير احمد خوافي وزير شاهرخ تيموري نيز مدرسه غياثيه را در آنجا بنا مي کند . اين امور دليلي بر آن است که خواف در رديف شهرهاي مهمي همچون بغداد و نيشابور و هرات بوده است . بعد از سقوط تيموريان و کم توجهي سلاطين کم کم از رونق فرهنگي و علمي آن کاسته مي شود . عواملي چون هم مرز بودن با افقانستان که به لحاظ فرهنگي در سطح پاييني بوده است و عوامل طبيعي و تضاد مذاهب شيعه و سني , باعث عدم رشد فرهنگ در برخي دوره ها در اين منطقه شده است. وجود فقهايي چون خواجه وقوف سيجاوندي صاحب کتاب عين المعالي والوقف و الابتداد که ملقب به امام کبير , ملک الکلام و سلطان جهان علم و بيان است و يا وجود ابوالمظفر خوافي که شغل قضاوت توس را داشته و با امام محمد غزالي هم درس بودند و شاگرد امام الحرمين جويني بوده است . و ملقب با امام العالم , سطح بالاي فرهنگي منطقه را مي رساند.[5]
ديگر مولانا نظام الدين مژن آبادي مشهور به پير تسليم وامام المعظم وعلي بن قاسم سنجاني صاحب کتب مختصر العين و محل العين , انسان الدالعين به عربي مي باشد.
ادبايي چون قاضي حسين احمد زوزني صاحب المصادر , فصيح خوافي صاحب کتاب روضة خلد که ملقب به استاد جهان وفصيح الحق والدين است , فصيح الدين محمد خوافي که امام اعظم ناميده مي شود , مولانا فصيح خوافي همفسر هميشگي با امير علي شير نوايي وزير سلطان حسين بايقراء , ميرزا غلامحسين معروف به مظفر خوافي که تمام عمرش را در مدرسه ساکن بوده است , فصيح رويي که کتابخانة جوکي ميرزاي تيموري را اداره مي کردو شيخ زين الدين خوافي که از مصادر امور مهم محمد باقر شاه بوده است و شيخ زين الدين خوافي متخلص به وفايي , صمصام الدوله مير عبد الرزاق خوافي , صاحب مأثر الامرا و بهارستان سخن که مناصب مهمي در دربار اکبر شاه داشته است. [6]
رياضي دادان مشهوري چون محمد سيجاوندي و عبدالله بن سعيد خوافي , محمد بن علي خوافي و زنگنه خوافي که هر يک کتب بسياري در مورد علم رياضي نوشته اند.
سلاطين مهمي از سلسله مظفر مثل شاه شجاع و شاه منصور که 79 سال بر قسمت اعظمي از ايران حاکم بودند و همه اهل نشتيفان و ساکن سيجاوند خواف بودند , که 8 تن از آنان به سلطنت رسيدند.
عرفايي چون شيخ زين الدين ابوبکر خوافي , مجمل فصيحي که منصب مهمي در زمان شاهرخ و باينسقرميرزا داشت , حافظه ابرو مورخ بزرگ قرن 8 و 9 ه دوره شاهرخ و امير تيمور و باينسقر ميرزا بوده و با شاه نعمت الله ولي و شاه قاسم انبار نيز معاشرت داشته است.
سياستمداران معروفي چون ابونصر مشکان زوزني , دبير رسايل سلطان محمود ومسعود غزنوي ( در قرن 5 ه ) بوسهل زنوني سياستمدار وزير مسعود غزنوي , کمال الدوله , ابوالرضا که پسرش داماد خواجه نظام الملک طوسي است از سياستمداران عصر سلجوقي اند . مولانا صدر الدين خوافي حاکم کرمان و سپهسالار رشيدي چون ملک شمس الدين محمد انار خوافي بازوي تواناي سلسله خوارزمشاهي اند. غياث الدين پير احمد خوافي 40 سال وزارت شاهرخ تيموري را دارد و خواجه نظام الملک خوافي وزير مقتدر سلطان حسين بايقرا و خواجه مجد الدين محمد , وزير سلطان حسين بايقرا تنها فردي است که در حضور شاه مي نشسته است.
اين افراد کاردان خوافي به خاطر لياقتي که از خود نشان مي دادند و موقعيت علمي و فرهنگي بالايشان در قرن 10 و 11 و 12 ه حتي پا از محدوده کشور فرات نهاده و در دربار هند نيز موقعيت عالي يافته اند.
خواجه البوالحسن تربتي خوافي والبوالمعالي خوافي که از سرداران نظامي در دربارهند بودند و عده اي از سادات حسيني خواف بيش از 150 نفر مثل صمصام الدوله شاهنواز خان خوافي , حشمت الدخان خوافي , مظفر خان خوافي سال ها در کشور هند امور سياسي و نظامي را بر عهده داشته اند. اطبايي چون نجم الدين محمود بن صاين الدين طبيب خافي – جلال طبيب خوافي – منصور بن احمد بن يوسف , محمود بن الياس و يوسف طبيب هروي خوافي در هنددر دربار بابر و همايون پادشاه به عنوان طبيب درباري بوده اند که هر يک تأليفات ارزشمندي در زمينه پزشکي نوشته اند.[7]
3 - وضعيت جديد فرهنگي خواف :
با توجه به مطالب گذشته در مي يابيم خواف از نظر فرهنگي در سطح بالايي قرار داشته است. مدرسه نظاميه که سال 733 ه . ق توسط خواجه نظام الملک ساخته شده و مدرسه غياثيه که توسط غياث الدين پير احمد خوافي وزير شاهرخ احداث گرديد , تا اواخر قرن 10 ه از رونق خاصي بر خوردا بودند . اما از قرن 10 ه به بعد سير نزولي پيدا کرد و ديگر از آن شخصيت هاي مهم و مشهور آن ديار اثري نيست , عدم توجه سلاطين صفوي باعث شد اين شهر از رونق بيافتد. عدم استفاده از اين موسسات و مدارس به طور گسترده از قرن 10 و 11 به بعد و متروک شدن اين موسسات , علم و دانش را در منطقه ضعيف کرد.
زمان افشاريه مرکزيت علمي سياسي به شهر روي خواف منتقل مي شود . بسياري از طالبان علوم ديني براي تحصيل به کشور هاي هندو پاکستان و افغانستان عزيمت مي کنند , کم کم بنا به در خواست اهالي خواف و با کمک مرحوم حاج خواجه محي الدين احراري حوزه علميه احناف خواف ساخته مي شود که جايگزين مرکز ديني و علمي مذکور مي باشد . تأسيس اين مدرسه علمي با سال 1327 ه ش بارز ترين نمود فرهنگي خواف است که نزديک 250 طالب علم که مخارج آنان از طرف حوزه تأمين مي شود , در مدرسه سرگرم تحصيل اند و برنامه اي براي تحصيل طلاب تنظيم کرده اند که آنان دوره سطح را در دو سال تمام نموده و بعد از آن درس خارج آغاز مي شود . اين مدرسه در جنوب خراسان قديمي ترين سابقه را دارد و اکثر علما ء با خرز و جام فارق التحصيل آنند و اکثر اصناف آن سوي مرز نيز تحصيلات ديني خود را مديون حوزة علميه خواف اند . به جزء حوزه علميه خواف در سنگان و نشتيفان و خليل آباد بالا خواف نيز حوزه علميه احداث و فعال مي شود. اين روحانيون در گسترش فرهنگ اسلامي و قرآني منطقه نقش مهمي داشته و دارند .
هم اکنون واحد هاي آموزشي دولتي درکليه مقاطع , دانشگاه پيام نورنيزدرآن احداث شده است .
4 - خرگرد و موقعيت فرهنگي آن :
خرگرد به فتح اول بي ترديد از دو جزء ترکيب شده جزء اول واژه همان خور است يعني آفتاب و گرد يعني شهر و کلاً خر گرد يعني شهر آفتاب . مقدسي و احسن التفاسيم آن را خرگرد و خرکرده آورده اند . خرگرد در يک فرسخي جنوب شرقي خواف نزديک مرز افغانستان واقع شده است و پيشينة پر آوازه اي در تاريخ فرهنگ ايران دارد. وقوع روستا بر سر راه هرات عامل رونق آن گشته و موقعيت فرهنگي و ارتباطي خرگرد , اين شهر را در رديف شهر هاي پر اياب و ذهاب ايالت قهستان قرار داده بود و بسياري مزارات و گستردگي گورستان ها , وجود ابنيه تاريخي نشانه عظمت گذشته آن است . قلعه گبرها که دژ نظامي زرتشتي ها بود و موضع اصلي لشکريان مسلمان در خرگرد واقع شده است . قبر ابوبکر وراق نيز شهرت زيادي دارد, وي فقيه شافعي متوفي 240 ه صاحب کتاب عالم و متعلم است . واما برجسته ترين آثار خرگرد يکي مدرسه نظاميه است و ديگر مدرسه غياثيه و نيز مسجدي منسوب به شيخ زين الدين سنگاني است . به علت اهميت مدرسه نظاميه و مدرسه غياثيه اين منطقه به شرح آن مي پردازيم .[8]
الف ) مدرسه نظاميه خرگرد :
بعد از مرگ چنگيز خان جانشين هاي او شروع به احياي آباداني و روابط با مردم مناطق مفتوحه نمودند . اوکتاي دستور داد مسلمان را از ايجاد مدرسه و مسجد منع نکند . زمان گيوک خان فرزند اوکتاي نيز چون روشي بي طرف داشت و مناظره ميان علماء اديان برگزار مي شد . مارکو پولو زمان قوبيلاي خان وارد ايران شد و زمان ايلخانان و بلاخص غازان خان بنا هاي زيادي احداث شد. از جمله مدارس مهم که در زمان سلجوغيان پديد آمد مدرسه نظاميه خر گرد خواف که توسط وزير آلپ ارسلان و ملکشاه , خواجه نظام الملک طوسي تأسيس مي شود .[9]
در مورد مدرسه نظاميه خرد گرد سند معتبري در دست نيست و در هيچ منبع مهمي از آن ياد نشده است الاّ کتيبه آجري و قسمتي از ايوان مخروبه آن که قسمتي از اين کتيبه در موزه ايران باستان نگهداري مي شود . متن کتيبه (( ... بن اسحق رضي اميرالمونين اطال اله ... )) و احتمالاً حسن بن علي قسمت اول نام نظام الملک از کتيبه افتاده است.[10]
نظاميه هايي که در اين زمان ساخته شده از حيث معلم و خطيب و معيد و رئيس دارالکتب و عمال و ضابطين و خدمتگزاران تشکيلات منظمي داشتند و دانشجويان وطلاّبي که اين مدارس تحصيل مي کرداند داراي مستمري بودند. معيد هاي اين مدارس که خود استاد و از علماء و دانشجويان بوده اند و دروس سالانه دانشجويان را مرتب اعاده مي کردند . غالباً از مردم خواف بوده اند . دانشمنداني چون مولانا عبد الرحمان جامي (817 – 898 ه . ق ) شاعر قرن 9 ه از تحصيل کرده هاي اين حوزه اند .[11]
طرح تأسيس نظاميه خواف را خواجه نظام الملک طوسي در نخستين سال هاي وزارت خود در دوران پادشاهي آلپ ارسلان ( 455 – 465 ) ريخته است . آندره گدار که محقق ارجمند فرانسوي هست بارها خرگرد را ديده است و با موشکافي تمام به مطالعه مدرسه نظاميه خرگرد پرداخته, او به اين نتيجه رسيده است که : (( بناي مذبور قديمي ترين مدرسه بزرگ چهار ايواني در ايران بوده است )) , ... (( اين مدرسه الگويي براي چهار ايواني شدن مسجد جامع اصفهان و پس از آن مسجد جامع زواره و سپس مسجد جامع اردستان در قرن ششم ه گرديد ... ))[12]
از نوشته هاي آندره گدار چنين استنباط مي شود که :
گوشه جنوبي صحن در فاصله 30/5 متري نماي خارجي ديوار چپ ايوان بزرگ 90/5 متري , قطعه ديواري به طول 11 متر و عمود بر صحن قرار گرفته است و بدون هيچ ترديدي مي توان تصور کرد که مدرسه نظاميه خرگرد متشکل از صحني بوده مربع به همراه 4 ايوان که در محور طولي و افقي صحن و محل هاي مسکوني واقع در چهارگوشه , قرار داشته اند و در پهلوي راست صحن , قطعه اي از يک ديوار قديمي بر جاي مانده و قسمتي از ديوار ايوان طرف راست است . احتمالاً ايوان شمالي آن در ضلع مقابل ايوان قبله بوده و احتمالاً راهرو ورودي به مدرسه بوده باشد . در بالاي ديوار سمت چپ هنوز بخشي از پوشش خارجي اين قسمت از بنا وجود دارد و اين پوشش دقيقاَ شبيه همان است که در زير کتيبه نظام الملک به وضوح ديده مي شود . آجر چيني درهمي به شکل زيگزاک , خفته و راسته . پس در نهايت مدرسه نظاميه خرد گرد اين چنين در نظر مجسم مي شود : (( برگرد صحني مرجع چهار ايوان با اندازه هاي متفاوت که بر بناهاي يک طبقه که به آنها متصل مي شده اند تسلط داشته اند . ))
گدار ادامه مي دهد : (( ديوار هاي تنها بخش مدرسه نظاميه خرگرد که هنوز بر سر پا ايستاده اند يعني ايوان قيله آن چنان در معرض ريزش قرار گرفته اند که اداره باستان شناسي تصميم گرفتند که کتيبه پر ارزش نظام الملک راکه بدون ترديدزيباترين کتيبه موجوددرايران است ازديوارجداساخته و به موزه تهران انتقال دهد . )) .
اين کتيبه آنقدر به گل و لاي آغشته است که از ديوار هاي گلي به روي آن ترشح شده و تصور مي شود خود آن هم از گل خام است و هنگام جدا شدن از ديوار خورد شود ولي بعد معلوم شد با گل پخته و آجرهاي عالي زرد رنگ ساخته شده است .
گدار متن کتيبه را اين گونه بازنويسي کرده است : اعوذ بالله من الشيطان ... العادل لعه ... الملک قوام اله ... ي بن اسحق رضي اميرالمومنين اطال الله في العزالدائم ... ه علي يدي الشيخ الحميدالاجل السيد سريه الدوله ... ))
هرتسفلد آلماني نيز اين مدرسه راديده است ودرکتاب فهرست ابنيه وآثار تاريخي ايوان از آن يادکرده است .[13]
ب ) مدرسه غياثيه خرگرد :
غياثيه خرگرد در مجاورت روستاي خرگرد در 5 کيلومتري خواف بر سر راه تايباد نزديکي افغانستان واقع شده است . اين مدرسه تاريخي از جمله ابنيه چهار ايواني و آجري است که در زمان شاهرخ تيموري به سعي پير احمد خوافي به سال 848 ه . ق ساخته شده است.
اين مدرسه از مهمترين و زيباترين بناهاي ناحيه شرق ايران و منطقه خراسان است . و هنرمند ترين معماران آن زمان يعني استاد قوام الدين و غياث الدين شيرازي آنرا ساخته اند . زيبايي و استحکام بنا به گونه اي است که اميد مي رفته قرن ها ي متمادي مرکز پر جنب و جوش تعليم و تربيت باشد اما شرايط خاص آن روزگار مجال چنين مرکزيتي را به غياثيه نداده بود , با اين صورت اگر چه مدرسه اکنون بيش از پانصد و پنجاه سال عمر دارد اما عمر مفيد آن چندان نپاييد . علت اينکه غياثيه زود از مرکزيت علمي بيرون رفت , اين بود که اين مدرسه توسط يک سلطنت سنّي ساخته شده بود و بعد از 60 سال که شيعه مسلط شد و صفويان قدرت را به دست گرفتند, شاه اسماعيل متوجه خواسان شد و 70 تن طلبه و مدرس غياثيه را عرصه تيغ تعصب خود نمود . شايد اين منبع راست نباشد ولي به هر حال مدرسه غياثيه ديگر نمي توانست به شکل قديم خود رونق داشته باشد و جايي براي خود در عالم دانش و فرهنگ باز کند .[14]
باني مدرسه چنانچه که قبلاً اعلام کرديم غياث الدين پير احمد خوافي وزير شاهرخ تيموري است اين مرد در طول 40 سال که شاهرخ از سر حدختا تا نواحي روم سلطنت نمود , صاحب اختيار بود و بعد از کناره گيري از وزارت به طواف بيت الله الحرام رفت و درمراجعت زندگي را بدرود گفت. معماران مدرسه غياثيه , غياث الدين شيرازي و قوام الدين شيرازي و اين دومي هنرمند قابل و چيره دست و خلاقي بوده است که آثار زيباي ديگري هم به گنجينه هنر معماري ايران پيشکش کرده است . از جمله مسجد گوهر شاد مشهد , مزار قوام الدين شيرازي در خرگرد خواف است.[15]
اهميت هنري مدرسه در حدي است که محققان معروف غربي چون هرتسفلد , سايکس و برنارد اوکين و گرابار در مورد آن به تحقيق پرداخته و از کتيبه هاي آن نسخه برداري کرده اند . نماي داخلي ايوان ها مقر نس هاي گچي جالب توجهي را در خود دارند. در چهار زاويه بنا چهار اطاق با سقف گنبدي دو پوشه ساخته شده و با کاشي هاي معرق و مقرنس گچي تزيين يافته است . دو اطاق زاويه شمال شرقي و شمال غربي بزرگتر از ساير حجره ها و با سقف هاي شبکه بندي شده بسيار زيبا به احتمال زياد به عنوان مسجد مدرسه و مجالس وعظ و بحث استفاده مي شده است از اره ايوان ها و حجره هاي طبقه همکف از سنگ هاي مرمر با اشکال جالبي ساخته شده و اکثر سنگ هاي مرمر آن غارت شده است.
از شبستان سمت راست براي مسجد و شبستان سمت چپ براي اتاق مدرس و استادان استفاده مي شده است . ديوارهاي صحن داراي کاشي است و روي ايوان هاي وردي داخلي (( انا فتحنالک )) و ايوان روبروي آن سوره الرحمن و ايوان سمت راست سوره قيامه و ايوان شرقي (چهارم) سوره دهر باخط ثلث کتيبه شده است.البته بايد توجه داشت که قسمت اعظم اين کتيبه ها از بين رفته است . نوار دور ميانه حجرات مدرسه جمله هاي الا اله الا الله , الحمد الله , توکلت علي الله ربي ديده مي شود . نماي خارجي مدرسه کاشي کاري شده است و داخل برخي از طاق نماهاي خارجي آن جملات الله و محمد بارها تکرار شده است . دو برج تزئيني در ضلع شمالي احداث شده که تزئينات سنگ مرمر و کاشي آن از بين رفته است کلاً تزئينات بنا شامل کاشي هاي آبي , کبود و سنگ مرمر مي باشد.
چون مدرسه در اثر عوامل طبيعي چون زلزله , بادهاي تند و سيل و فرسايش طبيعي و گرمي هوا و غارت اشياي قيمتي توسط روس ها تخريب شده در سال 1316 تعميراتي در آن صورت گرفته است.[16]
فهرست منابع :
1- رجال شرق خراسان،ابراهيم زنگنه،انتشارات خاطره،مشهد،1370
2-: تاريخ مدارس ايران از عهد باستان تا تاسيس دار الفنون, حسين سططانزاد ،،انتشارات آگاه ،تهران،1364
3-, تاريخ هزار ساله خواف ، ابراهيم زنگنه ,شوراي اسلامي شهر خواف،مشهد،1382
4- تاريخ معماري ايران در دوره اسلامي ، محمد يوسف کياني ,سازمان مطالعه وتدوين كتب انساني دانشگاهها ،تهران،1374
5-, تاريخچه آموزش و پرورش نوين خراسان از آغاز تا انقلاب اسلامي, يوسف متولي حقيقي،مرنديز،مشهد،1384
6- جغرافياي تاريخي ولايت زاوه , محمد رضا , خسروي،،انتشارات آستان قدس مشهد،1386
7- ، خواف در گذر تاريخ, عبد الکريم احراري رودي , انتشارات شيخ الاسلا م،تربت جام،1383
8- كتا بچه خواف، هادي تقي زاده –عبدالرسول رحيمي، سازمان ميراث فرهنگي وگردشگري ،مشهد،1385
9- مجموعه راهنماي جامع ايرانگردي , حسن زنده دل ودستياران ،ايرانگردي ،تهران ،1379
10- با مدارس نظاميه و تأثيرات علمي و اجتماعي آن, نور الله , کسايي ،امير كبير، تهران ،1363
نوشته شده :مصطفی مالداری
-نام و نام خانوادگي : پري حسيني – فرهاد عرفان
-شماره پرسنلي : 31073841-31067190
-محل خدمت : فرهنگيان ( ناحيه 7 ) – مهديزاده ( ناحيه 1 )
قاين قرار دارد. جمعيت اين شهرستان بالغ بر ...........