عید قربان رو رفتم خونه و یه گوسفند چاق و چله رو سر بریدم.
بعدشم دو روز توی مشهد موندم و حسابی بهم خوش گذشت.
دیگه چی بگم....؟
آها!!!
از مشکل مسکن میگم...
توی تهران دنباله خونه بودن مثل اینه که بخوای توی دانشگاه ازاد تهران جنوب یه نمره الکی از استاد بگیری.
نه!!!!
اشتباه نکنین.. هر دو تا شون خیلی سخته و من هم از الان دارم در به در دنبال خونه میگردم و تا حالا هم نتونستم برای خودم یه خونه ی جم و جور پیدا کنم.
شاید هم ترم دیگه به علت پیدا نکردن خونه مرخصی بگیرم.ولی خدا رو چه دیدی؟؟؟ شاید یه ندایی از غیب برسه.... ! شاید...