تبليغاتX
نشتیفان. و از هر دری سخنی.
در سفری که آقای خاتمی به ایتالیا داشتند ، شاهد پخش صحنه هایی  بودیم آن هم از طرف یک

شخصیت مهم  مثل آقای خاتمی!!!!!!!

البته روزنامه کیهان * ابراز امیدواری کرده که آقای خاتمی همچین کاری را نکرده و ایشان با ابروی

 مردم ایران بازی نمیکند!!

ولی بهتر است که خودتان صحنه را  ببینید.

                                                                  

       http://youtube.com/watch?v=kMRtUDtyqHQ&mode=related&search     

       =         برای دین فیلم میتوانید به ادرس بالا  مراجعه کنید!!!!!!!!

  

   من هم تا با چشمای خودم ندیدم ،باورم نمیشد!                

بازم امیدوارم که روزنامه کیهان راست گفته باشه!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 8:26  توسط مصطفی مالداری  | 

چند وقت است که به سرم زده تا یک ماهنامه یا یک مجله در

نشتیفان راه اندازی کنم.

ولی از انجا که همیشه یک حرکت انفرادی در جامعه به خوبی 

 مورد استقبال مردم و موجب پیشرفت کار  نمیشود، به همین

خاطر امروز در تماسی  با آقای فرشید سازگار ،  که یکی از 

اعضای شورا و همچنین از فرهنگیان فعال شهر نشتیفان  هستند

 ، این ایده خودم را با  ایشان مطرح کردم.

فکر کنم اولش  یک کمی مقاومت بشه ولی بعدش قبول میکنن.

با یک کم تامل میشه فهمید که در شهری با این جمعیت و فرهنگ،

جای یک رسانه در جمع مردم خالی است.

حالا درسته که ممکنه در اول مشکلات زیادی داشته باشیم ولی

 مطمئنم که این میتواند اغاز یک حرکت فرهنگی خوب باشد.

به قول یکی از بزرگان:

هیچ حرکتی بدون مقاومت نی

ست،حتی حرکت در مسیر باد.

پس باید بر مقاومت قلبه کرد.

به قول نیوتن: بیشتری مقاومتی که بر یک حرکت وارد میشود ، در ابتدای حرکت آن است و

 با ادامه حرکت، از میزان مقاومت ها کاسته میشود.

                                                                                                                                                       انشاء الله         

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 19:4  توسط مصطفی مالداری  | 

  • گفتم به غير کوي تو دل را مقام نيست
  •  
  • گفتا به کوي عاشقان امن وسلام نيست
  •  
  •  
  • گفتم ز جان و دل به جمال تو عاشقم
  •  
  • گفت ادعاي عشق به حرف وکلام نيست
  •  
  •  
  • گفتم جفا به عاشق ساده روا مدار
  •  
  • گفتا جفا به مسلک عاشق حرام نيست
  •  
  •  
  • گفتم دلم چو مرغ به دام تو شد اسير
  •  
  • گفتا عسل فروش نيازش به دام نيست
  •  
  •  
  • گفتم که جلوه ي رُخت از گل فزونتراست
  •  
  •    گفتا تجلي گل بستان مدام نيست
  •  
  •  
  • گفتم جفا چرا کني ؟ آخر وفا نماي
  •  
  •   گفتا به عرف سيم تنان اين مرام نيست
  •  
  •  
  • گفتم خيال وصل تو دارد دل حقير
  •  
  • گفت اين طمع به غير تمناي خام نيست
  •  
  •  
  • گفتم کمان ابرويت شمشير قاتل است
  •  
  • گفتا نترس درصدد انتقام نيست
  •  
  •  
  • گفتم که خون خُورَد دل مختار از غمت
  •  
  • گفتا گر عاشق است به فکر طعام نيست
  •  
  •   شاعر:مختار مالداری                                    Entry for 16 June 2007
  • + نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 7:49  توسط مصطفی مالداری  | 

    دیروز در تاریخ ۲۸/۳/۱۳۸۶ در ساعت ۵:۵۹ یک زلزله به مقیاس ۶/۵.. آمد.

    زلزله ای که همه مردم را غافلگیر کرد.

    به نقل ار دوستان  در شبکه لرزه نگاری کشور، این زلزله مرکز آن در جنوب شرقی قم بوده و تا به حال از شهرستانهای کاشان

    ، قم ،تفرج، کرج،و گرمسار  اعلا م  شده که در این شهرستانها قابل احساس بوده!

    از نظر  زمین شناسی ،این زلزله ها ساز و کار  فشاری داشته و از نظر زمین ساختی در  راستای روند شمالغربی ، جنوب

    شرقی به وقوع میپیوندد.

    تا کنون هیچ خبری مبنی بر اینکه این زلزله در تهران خساراتی را ذر بر داشته ، دریافت نشده است.

    همچنین کارشناسان وقوع زلزله های دیگر و احتمال پس لرزه را در مناطق ذکر شده را به مردم هشدار دادهاند.

    + نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 7:44  توسط مصطفی مالداری  | 

    اين هم عكسهاي موجود در وبلاگ من:

     

     اين عكس در تابستان امسال طي باز ديد مهندس سجاديان از شركت سيمان گرفته شده.

     اين عكس در تعطيلات نوروز امسال كه خيلي خوش گذشت گرفته شده.از راست به چپ ۱-خودم ۲-رحيم ۳- فريار

    (سه بند ۱)

    اين هم عكس پيرمرد زحمت كش و در عين حال شوخ طبع(شركت سيمان مجد خواف)

     

     این عکس مال جوانی های خودمه

                            

     عكس غروب نشتيفان در تابستان(فقط اونایی این منظره را درک میکنند که اومدن نشتیفان)

     

     

                                                   

      

     این عکس هوایی از مژن آباد است.

    عكس هوايي از شهرستان خواف 

    این عکسها هم مربو ط به بازدید زمین شناسی در طول این ترم است .

    اون وسط که شلوغه بچه ها ریختن سر استاد(مثل خبرنگارا!!! میگی نه عکسای بعدی رو نگاه کنین.)

    این قسمت جاده قم است.

    جلسه اول * سازند قم و کهریزک

     این هم  استاد  ما اقای دکتر پور شریفی (توی این عکس میتونین جدیدترین مدلهای موبایل را از نزدیک ببینید!!!)

    البته بر خلاف تعریفی که ترم بالایی ها می کردند خیلی هم استاد خوبی بود !!

    و دارای اطلاعات فوق العاده

     اینجا همه اومدن تا از دکتر پور شریفی مثبت بگیرن

    هر کسی یک فعالیت داره ، یکی سنگ جمع میکنه و یکی فیلم برداری میکنی و...

     این هم گالری موبایل از بچه های دانشگاه آزاد(خوش به حالشون ،ما باید حرفای استاد رو  با خودکار بنویسیم  ،اونوفت اونا ....!!!!!) 

     

     این عکس مال جلسه آخره که هم بچه ها و هم استاد حال دادن

    واقعا که توی این درس خیلی خوش میگذشت !!!

     این هم بلوتوس کردن حرفای استاد  (البته اگه،حرفای استاد باشه!!؟؟!!)

     

    به این عکس خوب توجه کنید(به خصوص سمت چپ استاد رو ،ببینین چقدر بچه ها با حال هستن

    خدا کنه ترم بعد مهمون استاد نباشن

     

     توی این عکس میتونین شادابی بچه ها رو ببینید(نه به خاطر درس زمین شناسی ،چون جلسه آخر ای درسه) شوخی کردم باور نکنین!!!!!!!!!

     

     باز هم استاد و بچه های موبایل به دست

    در کل حتی استاد یک حرف نامربوط نزد.

    همه حرفاش با دلیل و مدارک درست و حسابی بود. (این رو برای استادایی نوشتم که سر کلاس داستان

     تعریف میکنن!!)

     این اقا هم داره فکر میکنه که چند درس رو حذف کنه و چند تا رو پاس کنه ؟؟؟(امیر حسین  بقا )

    امیر حسین غصه نخور  این ترم ۱۰ واحد هم پاس کنیم ، شاهکار کردیم!!

     

               

     

    این بهترین عکس منه .

    از جلسه اول که رفتیم  قم ،البته این قم با اون قم فرق داره (رفتیم سازندهای زمین شناسی رو بررسی کردیم)

    ضمنا نهار هم نخوردیم!!!

     استاد پور شریفی داره سازند های مختلف زمین شناسی در البرز مرکزی رو توضیح میده. 

     

     این آخرین عکسه خدا کنه هیچکی از این درس نیفته

    البته من دعا میکنم که هیچکی پایین تر از ۱۵ نگیره!

    شما هم دعا کنید.

     در اخر می خوام اقرار کنم که این درس بر خلاف بقیه درسا خیلی خوب بود.

    در این درس ضمن این که خیلی چیزا یاد گرفتیم، با خیلی ها آشنا شدیم و خیلی از مناطق اطراف

    تهران  رو دیدیم که فکر نمیکنم  حتی وقت نمیکردیم به اونها سر بزنیم.

    در آخر به بچه هایی که ترم های بعد می خوان با دکتر پورشریفی این درس رو بگیرن میگم که اصلا لازم

     نیست که از درس و نمره دادن استاد بترسن  ، چون توی این درس همه چی بستگی به خودتون داره

    که چقدر به مطالب استاد توجه کنین

    حالا كه همه عكس ها را ديديد حتما نظر بدين

    + نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 14:28  توسط مصطفی مالداری  | 

    شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟
    استاد در جوابش گفت: به گندمزار می روی وپر خوشه ترین شاخه گندم را می آوری. اما در هنگام عبور
     
    از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی.
     
    شاگرد به گندم زار رفت وپس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: چه آوردی؟
     
    شاگرد گفت: هیچ هرچه جلوتر می رفتم خوشه های پرپشت تر می دیدم به اُمید پیداکردن
     
    پرپْشت ترین تا انتها ی گندمزار رفتم.
     
    استادگفت: عشق یعنی همین
     
    شاگرد گفت: پس ازدواج چیست؟
     
    استاد گفت: به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور اما به یادداشته
     
    باش که بازهم نمی توانی به عقب برگردی. شاگرد رفت وپس از مدتی کوتاه با درختی برگشت.
     
    استاد پرسید : چه کردی؟
     
    شاگرد گفت: به جنگل رفتم واولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم ترسیدم که
     
    اگر جلو بروم بازهم دست خالی برگردم.
     
     استاد گفت: ازدواج یعنی همین.

     

    + نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 15:10  توسط مصطفی مالداری  | 

    پيرمردان بومي روستا
    + نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 15:4  توسط مصطفی مالداری  | 

    كاشت نهال
    + نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 14:44  توسط مصطفی مالداری  | 

    Ta ra neh ha
    + نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 3:15  توسط مصطفی مالداری  | 

    تاریخچه معدن سنگ اهن سنگان

    نوشته :مصطفی مالداری

                 

    برگرفته از سایت معدن سنگان

    معادن سنگ آهن سنگان برای اولين بار و در حدود ۶۰۰ سال پيش با عنوان معادن سنگ آهن خواف در كتاب نزهت القلوب حمدالله مستوفی معرفی گرديد. عمليات اكتشافات اوليه آن حد فاصل سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۸ شمسی توسط بخش خصوصی انجام شد و در ادامه از نيمه دوم سال ۱۳۶۲ شناخت پارامترهای كيفی وكمی اين كانسار توسط كارشناسان و نيروهای متخصص شركت ملی فولاد ايران شروع شد. بر اساس نتايج حاصله تصميم گرفته شد که مطالعـات تكميـلی اكتشـاف و انجـام آزمايشـات معدنی و فرآوری، مطالعات امكان سنجی، بررسی چرخه توليد، تعيين ظرفيت بهينه، فاز بندی توليد، تعيين محصـول نهايی، آزمايشــات فنی و اقتصـادی با بهـره گيری از آخـرين تكنولوژی روز دنی و استفـاده از توانمـنديهای سـخت افزاری و نرم افزاری، به معروفترين شركت تحقيقاتی سنگ آهن در جهان (شركت BHP استرالی) سپرده شود. در ادامه شركت های ايريتک ايران، سايمونز كانادا و بيتمن آفريقای جنوبی نيز در غالب کنسرسيوم SBI و با درنظر گرفتن جنبه های زمين شناسی، ذخاير معدنی و استخراج و فرآوری كانسنگ برای توليد كنسانتره آهن با عيار بالا، در مطالعات و تحقيقات مربوط به معادن سنگ آهن سنگان فعاليت نمودند.
    نتايج مطالعات انجام شده حاکی از آن است که ابعاد تقريبی كانسار سنگان در حدود ۸×۲۶ كيلومتر مربع بوده و از سه ناحيه معدنی شــرقی، مــركزی و غـربی تشكيل شده است و ذخيره زمين شناسی آن در حدود ۲/ ۱ ميليارد تن تخمين زده می شود. بيشترين ميزان ذخاير سنگ آهن به ناحيه معـدنی غربی تعــلق داشته که خود به پنج آنومالي, A´ C,B,A شمــالی و C جنوبی تقسيم می گردد. در نهايت پس از بررسی گزينه های مختلف توسط شركت‌های داخلی و خارجی، توليد ساليانه ۳/۱ ميليون تن گندله در فاز اول با اولويت قراردادن حداكثر استفاده از امكانات و توانمنديهای ساخت داخل كشور و كاهش سرمايه گذاری ارزی، مورد بررسی قرار گرفت كه پس از عقد قرارداد با يك كنسرسيوم توسعه نيرو ايران و دانيلی ايتالی، شروع احداث كارخانه های توليد كنسانتره و گندله آهن در اينده نزديك ميسر مي‌گردد. از طرف ديگر مطالعات تفصيلی و تكميلی جهت توليد ساليانه ۶/۲ ميليون تن گندله در فاز دوم انجام و به پيان رسيده است که عمليات اجرايی اين فاز در راستای تحقق برنامه چهارم توسعه از سال ۱۳۸۷ و بمدت دو سال پيش بينی ميگردد.
    همچنين با توجه به برنامه ريزی كلان سازمان توسعه و تبع آن شركت ملی فولاد ايران جهت توليد ۲۵ ميليون تن فولاد در سال و نياز به استفاده از منابع غنی و دست نخورده، پيش بينی توليد ۴/۷ ميليون تن گندله آهن و ٣/٠ ميليون تن سنگ آهن دانه بندی شده با ابعاد ٢٥-١٠ و ١٠-٠ ميلی متر برای معادن سنگ آهن سنگان در نظر گرفته شده است كه از اين بابت در بين تمامی معادن بيشترين سهم توليد به اين معدن اختصاص داده شده است که در اين راستا انجام مطالعات تفصيلی و تكميلی بر روی نواحی مركزی و شرقی) با موافـقت سازمان مديريت و برنامه ريزی كشور آغاز شده است.
    در جدول (۱) بعضی از مشخصـات و پارامترهای كمی و كيفی و در جدول (٢) مشخصات محصول توليدی (گندله آهن) معادن سنگ آهن سنگان نشان داده شده است.


    جدول(١) : مشخصات و پارامترهای كمی و كيفی معادن سنگ آهن سنگان
    ردیف پارامتر کمیت يا کيفيت واحد
    ۱

     
    ميزان كل ذخيره زمين شناسی ۲/۱

     
    ميليارد تن
    ۲
     
    ميزان كل ذخيره زمين شناسی ناحيه معدنی غربی ۵۸۵ ميليون تن
    ۳ ميزان كل ذخيره قطعی ناحيه معدنی غربی ۳۷۵ ميليون تن
    ۴ ذخيره قابل استخراج در فاز اول (آنومالی B) ۱۲۳ ميليون تن
    ۵ كانی اصلی ماگنتيت ---
    6 عيار متوسط آهن ۴۷ درصد
    ۷ عيار متوسط گوگرد ۲۴/۰
     
    درصد
    ۸ ميزان متوسط فسفر پايين تر از حداكثر قابل قبول ---
    ۹ ميزان استخراج سنگ آهن در فاز اول ۸/۲
     
    سال/ ميليون تن
    ۱۰
     
    نسبت متوسط باطله برداری (W/O) ۳/۱

     
    ---
    ۱۱

     
    بازيابی وزنی ۴/۴۵ درصد
    ۱۲
     
    بازيابی آهن ۶۴ درصد
    ۱۳ ظرفيت توليد ساليانه (فاز اول) ۳/۱

     
    ميليون تن گندله
    ۱۴ ظرفيت توليد ساليانه (فازدوم- با احتساب فاز اول) ۶/۲
     
    ميليون تن گندله
     

    جدول(٢) : مشخصات محصول توليدی (گندله آهن) معادن سنگ آهن سنگان

    + نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 2:6  توسط مصطفی مالداری  | 

    ازم پرسیدی ساعت چنده ؟؟؟؟؟

    گفتم صبر کن!!!!!!

    حالا کلیک کن

    http://billychasen.com/clock/clock.swf

    + نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 3:49  توسط مصطفی مالداری  | 

    روزی مردی , عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند . او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد , اما عقرب انگشت او را نیش زد.
    مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد , اما عقرب بار دیگر او را نیش زد .
    رهگذری او را دید و پرسید:"برای چه عقربی را که نیش می زند , نجات می دهی" .
    مرد پاسخ داد:"این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم" .
    چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم فقط به این دلیل که عقرب طبیعتا نیش می زند؟
    عشق ورزی را متوقف نساز . لطف و مهربانی خود را دریغ نکن حتی اگر دیگران تو را بیازارند.
     
    بدانيد :
    خوب بودن (( به خدا )) سهل ترين كار است
    و نمي دانم،
                    كه چرا انسان،
                                       تا اين حد،
                                                    با خوبي،
                                                                بيگانه است!
                                       و همين درد مرا مي آزارد!
     
    ننیش عقرب نه از بر کین است*******اقتضای طبیعتش این است
               
    + نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 3:43  توسط مصطفی مالداری  | 

    Ta ra neh ha

    نظرتون راجع به این عکس چییه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    + نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 3:37  توسط مصطفی مالداری  | 

    من نگویم که مرا با تو سر و کاری هست

                                                    ********

                                                 خود بیندیش که در روز جزا حسابرس و اماری هست

    البته برای این عکس برداشت آزاده.

    ولی من فکرمیکنم بالاییها روز به روز شکمشون بزرگتر و پایینی ها داره روز بی روز بدتر میشه!!!

    + نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 3:5  توسط مصطفی مالداری  | 

    در چند روز آینده براتون در باره شرایط اقلیمی نشتیفان و آب و هوای

     اون خواهم نوشت.

     

    پس منتظر مطالب جدید باشین.

    + نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 6:7  توسط مصطفی مالداری  | 

                                         وجه تسميه :

     

    وجه تسميه نشتيفان به علت شدت بادهاي موسمي در اين شهر است و لااقل شش

     

     قرن است که به اين نام خوانده مي شود و چون در معرض طوفان هاي بسيار شديد

     

     بوده و در ابتدا به آن « نيش طوفان » و کمي بعد « نشتيفان » و هم اکنون نشتيفان

     

     مي گويند .

     

    همچنين يکي ديگر از علل اين نامگذاري بعلت آسياب هاي بادي فراواني است که

     

     در آن وجود دارد که به فرم وفن ويژه اي ساخته شده است که مطئناً از ابتکارات

     

     صنعتي همين مردم مي باشد . آسياب هاي موجود که نمودار کامل يک صنعت

     

     ناوابسته اين ديار مي باشند داراي قدمتي ديرينه است و صاحبان آنها اظهار مي دارند

     

     که از طريق ارث از پدرانشان مالک آن ها شده اند .

     

     

    موقعيت جغرافيايي :

     

     

    نشتيفان با طول جغرافيايي َ10 و 60 و عرض جغرافيايي َ26 و 24 در فاصله

     

    20 کيلومتري شهرستان خواف در حاشيه اراضي پست که به کوير منتهي مي شو

     

    د در شيب ملايم يکي از آبرفتهاي رود کال شور قرار دارد . از شمال به کوههاي

     

     باخرز و از جنوب به روستاب بياس آباد ، محمد آباد ، بهدادين و از شرق به روستاي

     

     برآباد و شهر سنگان و از غرب به اراضي کلاته ها منتهي مي شود .

     

    محدوده قانوني آن بر اساس نقشه ترسيمي 8/14239 هکتار ، مساحت منابع آن

     

    05/138339 هکتار و بقيه آن به ميزان 742/400 مستثنيات قانوني مي باشد .فاصله

     

     نشتيفان از مرکز استان km 317 و فاصله آن تا مرز افغانستان km 30 است .

     

     

    جاده تربت حيدريه تايباد از فاصله 4 کيلومتري شمال نشتيفان مي گذرد .

     

    در سه راهي نشتيفان جاده قاين از آن جدا مي شود . منطقه مسکوني شهر در 3 تا 4

     

      کيلومتري اين جاده قرار دارد و اين تنها جاده آسفالته ي است که از کنار نشتيفان مي

     

      گذرد و در واقع راه ورودي آسفالت شهر است . 

     

    این جاده یکی از مهمترین جاده های بین المللی ایران ،از نظرموقعیت

     

     

     است

    + نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 5:36  توسط مصطفی مالداری  | 

    سلام همشهریان عزیز

    مطالب جالبی رو از آقای علی نقی زاده گرفته ام که سر فرصت اونا رو روی وب خواهم ریخت .

    فکر کنم یک روز باید صبر کنین.

    + نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 23:58  توسط مصطفی مالداری  | 

    با سلام

    نوشته هاي امرو زم رو با چند سوال آغاز ميكنم

    **چرا جوانان ما (اعم از دختر و پسر)اين روز ها ه حتي در چندسال اخير به

     

     عشق و عاشقي هاي اينترنتي كه به نام چت كردن معروف است  ؛ روي آورد

     

    ه اند؟؟؟؟

     

    **با چه پيش ضمينه قبلي در اين نوع روابط به طرف مقابل اطمينان ميكنند؟؟؟تا

     

    جايي كه آدرس منزل و شماره تلفن رد و بدل ميكنند!!!!

     

     

    **آيا راه حلي براي امنيت و تصديق اين روابط وجود دارد؟؟؟

     

    در اين مورد من فقط چند مورد از اين چت ها  را كه خودم تجربه كردم را در اختيارتان ميذارم....

    اولين فردي كه به تورم خورد :آقاي مجيد (...) از تهران بود كه به شرح ماجرا ميپردازم"

    در اول از خدا ميخوام كه به خاطر اين كار كه انجام دادم از سر تقصيراتم بگذرد.

    من خودم رو به نام يك دختر خانم به نام نازيلا جا زدم و از قضا چون توي چت همه پيامهاي غير اخلاقي ميدادن.. من هم نوشتم كه :

    دختري هستم 20 ساله / يك آقاي با تربيت پيام بده !!!

    هنوز دستم رو از روي صفحه كليد برنداشته بودم كه يه آقا پسر" پي ام" داد.

    همون اول در مورد شغلش و ميزان تحصيلاتش پرسيدم كه آقا مجيد از سير تا پياز همه چيزش رو به من گفت.

    من هم هميشه با كلماتي مثل "شما" بجاي "تو" و "معذرت ميخوام" و "منو ببخشيد " و.... در صدد بودم تا اين صيد خودم رو از دست ندم.

    در كمال حيرت بودم كه بعد از لحظاتي كه از آشنايي من و مجيد نگذشته بود كه او عكش رو برام فرستاد و آدرس خونه ي خودش رو گذاشت تا اگه مسيرم به اون طرفا افتاد يه تماسي با مجنون خودم داشته باشم.

    در اين رابطه من شخصيتي   يعني دختري بودم كه از طرف خانواده تحت فشار هستم و در عين حال از مسائل پسرانه هيچ اطلاعي ندارم و ضمنا در مورد مسائل جنسي اطلاعات خيلي  خيلي كمي دارم(باز هم از خدا مي خوام كه از سر تقصيراتم بگذرد!) و كلا" يه دختر تنها هستم و .......

    كه در اينموقع بود كه اقا مجيد درصدد تيليت كردن مخ من برامد!!(منظورم مخ زني بود ها)

    بعد من سعي كردم كه از طريق اينكه نشان دهم به كمبود عواطف دچارم؛ آقا مجيد رو بيشتر مجذوب خودم بكنم.

    كه در اين كار نهايت تبهر را به كار بستم و تونستم خودم رو خيلي ذودتر از اين حرفا ؛عاشق مجيد نشون بدم.و اون هم كه به خيال خودش مخ من رو زده بود از نتيجه بدست آمده به وجد امده بود تا حدي كه ...!!!!

    بله عزيزان ‘ اقا مجيد در عين ناباوري  شماره تماس خودش رو به من داد و قرار شد كه من فرداي  ظهر آن شب ؛ به آقا مجيد زنگ بزنم .

    البته حرفاي زيادي بين ما رد و بدل شد كه نوشتن اونا توي اين وبلاگ‘دور از شان است.

    بعداز كلي حرف ‘ به هر سختي كه بود از مجيد خداحافظي كردم.

    فرداي آنروز بعد از اين كه سر كلاس رفتم دچار عذاب وجدان شديدي شدم و از خير تلفن زدن به مجيد  گذشتم و به خودم قول دادم كه امشب همه چيز رو  براش تعريف ميكنم و ميگم كه من يه پسرم و .........

    خلاصه شب شد و.... روز از نو روزي از نو.....!!!

    همينكه وصل شدم " مثل جت" برام پيام مييومد .... بله از طرف مجيد بود و هي مينوشت كه چرا به من زنگ نزدي و؟/  تو قول داده بودي!!! و همچين قراري نداشتيم كه تو منو سركار بذاري و........(از اين حرفايي كه از هم گله مكنند)!!!

    ترجيح دادم كه هيچي براش ننويسم و بذارم كه بره دنبال كار خودش!!!

    ولي ظاهرا" مجيد خيلي به من علاقه مند شده بود و لحظه به لحظه بر اين علافه اش اضافه ميشد.

    اينو به اين خاطر مينويسم كه بعد از نيم ساعت از من معذرت خواهي ميكرد كه باهام تند حرف زذه يا اين كه اگه بهم بي احترامي كرده........

    و نهايتا به التماس افتاده بود كه من فقط براش يه پيام بفرستم و اونو ببخشم و داشت مينوشت كه مهم نيست كه من بهش زنگ نزدم .

    مهم اينه كه دوباره برگشتم و دلش ميخواست كه باهاش حرف بزنم و ....

    بعد از يك ساعت ديگه طاقتم تموم شد و براش پيام فرستادم

    خيلي خوشحال شد و تند تند از من معذرت خواهي ميكرد و ميگفت كه تو چه كارته؟؟ نكنه حالت خوب نيست و......(از اون مدل حرفاي فدايت شوم!!!!!)

     

    در اولين پيام نوشتم كه:ذست از سرم بردار و ديگه به من فكر نكن!!!

    و به آقا مجيد گفتم كه من يه پسر هستم و ديشب تو را سر كار گداشته بودم و...

    ولي گفتن از من و نشنيدن از مجيد

    هي ميگفت كه دلم به من ميگه كه داري دروغ ميگي و تو به من علاقه داري و من هم خيلي تو رو دوست دارم و از اين حرفا...

    هر چي ميگفتم او فكر ميكرد كه دارم دروغ ميگم و تا جايي كه توي چت روم با فونت خيلي بزگ نوشت:

     

        به تو من از آن اسيرم                كه بجز توكس ندارم

     

      تو زمن از آن گريزي                 كه چو من هزار داري

     

    بد بخت فكر ميكرد من يه دوست ديگه پيدا كردم و ميخوام ازش جدا شم .

    تا اون جايي پيش رفت كه من مجبور شدم قسم خدا رو بگم ؛ ولي حيف كه علي به من مثل يه دختر نگاه ميكرد و نمي خواست قبول كنه كه من يه پسرم..

    در اخر هم آدرس وبلاگم رو به اون دادم  تا بياد و عكس منو ببينه و منو بهتر بشناسه كه دقيقا اين كار هم تاثير نداشت و اون خيلي به من (كه فقط اسمم نازيلا بود) علاقه مند تر شده بود

     

    خلاصه بعد از اين كه وقت زيادي رو تلف كردم اون نخواست قبول كنه كه من يه پسرم و با كلماتي عاشقانه و در مايه هاي جدايي  پيام ميداد.

    من هم كه ديدم تاثيري نداره ‘ازش خداحافظي كردم.

     

    لپ كلام :

     

    خب لپ كلام اينكه ما جوونا چقدر ساده ايم كه با يك چت كردن

     

    عاشق ميشيم!!! و براي خودمون تصاوير ذهني از طرف مقابل

     

    درست ميكنيم و باعث فاجعه هايي ميشويم كه گاهي برگشت پذير

     

     نيست.........

     

     

     يعني حساب كنين كه اگه من يه شخصيت واقعي بودم و مجيد

     

    هم منو  تحريك ميكرد كه از خونه فرار كنم .....؟!؟

     

     

    ميبينيد چي ميشه؟؟؟؟؟

     

     

    از همين جا به آقا مجيد و امثال مجيد ميگم كه هيچ وقت نميشه دنبال يك آينده خوب و ايده آل  توي چت روم باشيم و بخوايم از طريق چت دوست پيدا كنيم يا به ازدواج فكر كنيم.

    حرف آخر با آقا مجيد:

    اولا اميدوارم من رو بخاطر اين كاري كه كردم ببخشي!!!

    دوما اميدوارم كه تجربه خوبي كسب كرده باشي  و بدان كه همه تجربه ها به اين راحتي بدست نمي آيد و شايد براي ياد گيري چيزي مجبور بشي خيلي چيزها رو از دست بدي!!!!!!!

    شايد به اين حرف من بخندي...........!!!

    سوما: دلم ميخواد از اين به بعد با هم دوست باشيم ‘ نه به عنوان "نازيلا" بلكه با نام مصطفي كه دلش ميخواد هيچ يك از همسن و سالاش رو توي دادگاه يا توي زندان يا  ...... ملاقات نكنه و هميشه دوست داره كه به" اصل معناي عشق" ضربه اي وارد نشود و عشقي چون عشق تو به نازيلا را نداشته باشد.

     

    يه حرف هم با اونايي كه توي اينترنت ميخوان مردم رو سر كار بذارنL (قابل توجه هيچ و پوچ)

     

    همونطور كه دوست ندارين كه كسي به شما دروغ بگه و همه با شما صادق باشن؛ شما هم سعي كنين كه با ديگران يه رو  و صادق باشين.

    شايد از نظر شما خيلي بي اهميت باشه ولي ممكنه روي زندگي طرف مقابل تاثير بذاره و تا حد نابودي او پيش بره...!!!!

    پس از همين الان سعي كنيم با همه مردم از جمله با خودمون صادق و يكرو باشيم.

    شاعر ميگه:

         در اين دنياي نامردان‘....

                                              كه مردانش‘ ....

                                                              به نامردي‘....

                                                                            عصا از كور‘ميدزدند!

       

                      من از خوش باوري هايم" محبت" جستجو كردم!!!!!!!!!

     

     

    + نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 23:56  توسط مصطفی مالداری  | 

    سلام دوستان

    میدونم که وبلاگ از حالت علمی خارج شده،به همین خاطر دیگه کمتر از

    عشق و عاشقی مینویسم. و مطالبم رو برای (از نفس افتاده)میفرستم.

    راستی منتظر باشین تا مطالب جدید درباره بخش معدن و انجمن علمی

    معدن دانشگاه رو که دارم آماده میکنم،رو وبلاگ بریزم.

    این هم آدرس از نفس افتاده است www.asdfzxcv.blogfa.com

    خوشحال میشم اون وبلاگ رو هم مورد عنایت قرار بدین.

     

    + نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 4:21  توسط مصطفی مالداری  | 

    -معدن ذغال سنگ طبس به عنوان نخستين معدن تمام مكانيزه كشور در سال 85 به بهره‌برداري خواهد رسيد.

    اردشير سعد محمدي، مديرعامل شركت تهيه و توليد مواد اوليه معدني، در گفت‌وگو ايسنا با اشاره به معرفي پتانسيل‌هاي جديد معدني كشور طي سالهاي اخير افزود: در معدن جلال آباد زرند، ذخيره 200 ميليون تني سنگ آهن كشف شده كه آماده سازي اين معدن براي بهره‌برداري در حال انجام است و در صورت تجهيز، توليد كارخانه دانه‌بندي اين معدن به بيش از 3 ميليون تن در سال خواهد رسيد.

    وي با اشاره به امضاي قرارداد ايجاد كارخانه 3 ميليون تني كنسانتره آهن در كنار معدن زرند گفت: هم اكنون طرح كك سازي زرند نيز در حال انجام است كه با راه اندازي آن مواد اوليه مورد نياز براي يك كارخانه فولاد احيا مستقيم در آن منطقه تامين خواهد شد.

    وي همچنين با اشاره به انجام عمليات اكتشافي ذخاير 200 ميليون تني سنگ آهن گل گهر اظهار كرد: عمليات اكتشاف ذخيره 100 ميليون تني چاه گز، آنومالي شمالي با بيش از 300 ميليون تن سنگ آهن و ذخيره آنتي موان با عيار بيش از 30 درصد در منطقه سيستان و بلوچستان نيز انجام شده است.

    وي ادامه داد: همچنين عمليات اكتشافي اوليه ذخاير طلا در بيش از 2400 نقطه در كشور آغاز شده كه بيش از 200 نقطه پرپتانسيل شناسايي شده و عمليات اكتشافي 10 نقطه آن سال آينده آغاز خواهد شد.

    سعد محمدي با اشاره به بررسي 450 شيت نقشه ژئوفيزيك هوايي توسط كارشناسان داخلي گفت: به اين ترتيب 112 نقطه پرپتانسيل شناسايي شده كه كار اجرايي آنها سال آينده آغاز خواهد شد.

    وي از راه‌اندازي طرح ذغال سنگ طبس به عنوان نخستين معدن تمام مكانيزه كشور در سال آينده خبر داد و گفت: كارخانه كك سازي زرند در سال 86 و اولين طرح پتاس ايران نيز با ظرفيت توليد بيش از 50 هزار تن در سال 86 راه اندازي خواهد شد.

    مدير عامل شركت تهيه و توليد مواد معدني در ادامه با بيان اينكه هم‌اكنون توليد كنسانتره تيتانيوم با عيار 35 درصد در طرح تيتانيوم كهنوج به صورت آزمايشي توليد مي‌شود، گفت: در زمينه گندله سازي نيز در مناطق بافق، چادرملو و گل گهر در حال احداث كارخانه‌هاي جديد هستيم و در زمينه سنگ‌هاي سرب و روي نيز بيش از 70 معدن متروكه شناسايي شده و سرمايه گذاري براي راه‌اندازي اين طرح‌ها در حال انجام است.

    وي در پايان از اعطاي وام بلاعوض به فارغ التحصيلان دانشگاه‌ها كه داراي طرح‌هاي فني و پروانه اكتشاف هستند تا سقف 20 ميليون تومان خبر داد و گفت: بهره‌برداري از معادن متروكه نيز به اين فارغ التحصيلان اعطا خواهد شد.

    منبع:www.baztab.com

    + نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 16:2  توسط مصطفی مالداری  | 

    باسلام خدمت همه شما عزیزان که لطف کردین و به

     این وبلاگ سر زدین

    موضوعات دلخواه خودتون رو از آرشیو موضوعی(شامل

    مقلات معدنی،شعرهای عاشقانه، شرکت سیمان و

    معدن سنگ آهن ،شهر نشتیفان ، خواف ، روستای مژن

    آباد ، عکسهای دوستان و نقد دانشجویی و ...) در سمت چپ انتخاب کنید

     

    با تشکر                                    مدیریت وبلاگ

    + نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 2:2  توسط مصطفی مالداری  | 

    در غریبی ناله کردم هیچ کس یادم نکرد 

                                                                   **    **   **   **   

                                                                                  در قفس جان دادم و صیاد آزادم نکرد

    اين رو براي همه دوستاي نامردم مينويسم!!!!!!!!!

     

    امروز 8/3/1386 بود روز تولدم.

     

    اما دريغ از يك تلفن....

     

    حتي يك تلفن هم به من نشد؛ (حتي پدر و مادرم)؛ خدايا يعني فراموش شده ام يا اين كه ديگران گرفتارند؟؟؟؟

     

    امروز عصر ‘ آسمان هم بخاطر اين بي وفايي به حالم گريه كرد.

     

    امسال كه 8/3 گذشت ؛ هيچ دوستي تاريخ تولدم را به ياد نداشت.

     

                                     

     

    در اوج تنهايي خودم را به اين مناسبت به يك شام مفصل دعوت كردم.

     

    واي.....

     

    پارسال توي كرمان  توي خونه دانشجويي ‘ محمد رضا و مجتبي و سعيد و رضا و سهراب و ...همه مرا

     

    غافلگير كردند؛ولي امسال توي تهران..........(حتي پدر يا مادر)....!!!

     

     

    + نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 1:28  توسط مصطفی مالداری  | 

    به تازگی با یک از نفس افتاده اشنا شدم که من را یاد عشقی انداخت که سعی کرده بودم حداقل تا بعد

    از امتحان کنکورش بهش فکر نکنم.

    این چند عکس هم را برای چوبین خودمو برای از نفس افتاده میذارم.

     

    این گل هم تقدیم به از نفس افتاده،

    خدایا ..........

    اگر عاشق شدن بر من گناه است *******  دل عاشق شکستن صد گناه است

                                                   

    + نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 3:23  توسط مصطفی مالداری  | 

     

    چكيده اي از زندگينامه پروفسورحسابی

     نوشته:مصطفي مالداري

     به سال 1281  تهران زاده شد. پس از سپري نمودن چهار سال از دوران كودكي در تهران ، رهسپار شامات گرديد. در هفت سالگي تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت , با تنگدستي در مدرسه كشيش هاي فرانسوي آغاز كرد و همزمان , توسط مادرش (خانم گوهرشاد حسابي)  تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفت. در بیروت ، پدر تجدید فراش کرد و به همین سبب همسر اولش را به همراه دو فرزندش ، محمود و محمد ،  به دلیل مقررات ازسفارتخانه اخراج کرد و هیچ کمکی هم به آنان نکرد. این دوران ، دوران فقر و تنگدستی برای محمود و مادر و برادرش بود   دکترمحمودحسابی حافظ قرآن بود و به آن اعتقادي بس عظیم  داشت. وی به ادبیات سنتی کشورش عشق می ورزید ديوان حافظ را از برداشته و به بوستان و گلستان سعدي , شاهنامه فردوسي , مثنوي مولوي , منشات قائم مقام اشراف كامل داشت.

     شروع تحصيلات متوسطه ايشان مصادف با آغاز جنگ جهاني اول و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود. از اين رو , پس از دو سال تحصيل در منزل براي ادامه به كالج آمريكايي بيروت رفت و در سن هفده سالگي ليسانس ادبيات , در سن نوزده سالگي , ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ نمود. در آن زمان با نقشه كشي و راهسازي , به امرار معاش خانواده كمك مي كرد. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي , رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداخت.

    وی  سرانجام رشته فیزیک را برای ادامه تحصیل انتخاب کرد و توانست در 25 سالگی در جه دکتری خود را دررشته فیزیک با دفاع از رساله خود با عنوان "حساسیت  سلولهای فتو الکتریک " دریافت دارد . او بعدها جزء برترین شاگردان انیشتن شد . دکتر حسابی در بازگشت به وطن تاسیس دانشگاه تهران را پیشنهاد داد و خود معمار دانشکده فنی آن شد و تا آخرین روز های عمرریاست گروه فیزیک این دانشکده را به عهده داشت . دکترحسابی در دوران نخست وزیری مصدق وزیرفرهنگ دولت او شد . پروفسورحسابی به چهارزبان انگلیسی ، فرانسه ، آلمانی وعربی سخن می گفت و به زبانهای سانسکریت ، لاتین ، یونانی ، پهلوی ، اوستایی ، ترکی و ایتالیایی تسلط داشت.

    شركت راهسازي فرانسوي كه استاد در آن مشغول به كار بودند , به پاس قدرداني از زحماتشان, ايشان را براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب در سال1924 (م) به مدرسه عالي برق پاريس وارد و در سال 1925 (م) فارغ التحصيل شدند.

    همزمان با تحصيل در رشته معدن, در راه آهن برقي فرانسه مشغول به كار گرديدند و پس از پايان تحصيل در اين رشته كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت "سار" آغاز كردند. سپس به دليل وجود روحيه علمي, به تحصيل و تحقيق, در دانشگاه سوربن, در رشته فيزيك پرداختند و در سال 1927 (م) در سن بيست و پنج سالگي دانشنامه دكتراي فيزيك خود را , با ارائه رساله اي تحت عنوان "حساسيت سلول هاي فتوالكتريك", با درجه عالي دريافت كردند.

    استاد با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنايي داشتند وايشان در چند رشته ورزشي موفقيت هايي كسب نمودند كه از آن ميان مي توان به ديپلم نجات غريق در رشته شنا اشاره نمود.

    ازآن دانشمند فقید بیست وپنج مقاله وکتاب به زیورطبع آراسته شده است . دکترحسابی درسال 1990 میلادی به عنوان مرد نخست علمی جهان معرفی شد ودرسال 1366 درکنگره 60 سال فیزیک کشور لقب پدر فیزیک ایران را به خود گرفت

    پروفسور حسابي به دليل عشق به ميهن و با وجود امكان ادامه تحقيقات در خارج از كشور به ايران بازگشت و با ايمان و تعهد, به خدمتي خستگي ناپذير پرداخت تا جوانان ايراني را با علوم نوين آشنا سازد. پايه گذاري علوم نوين و تاسيس دارالمعلمين و دانشسراي عالي, دانشكده هاي فني و علوم دانشگاه تهران, نگارش ده ها كتاب و جزوه و راه اندازي و پايه گذاري فيزيك و مهندسي نوين, ايشان را به نام پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران در كشور معروف كرد. حدود هفتاد سال خدمت علمي ايشان در گسترش علوم روز و واژه گزيني علمي در برابر هجوم لغات خارجي و نيز پايه گذاري مراكز آموزشي, پژوهشي, تخصصي, علمي و ..., از جمله اقدامات ارزشمند استاد به شمار مي رود كه براي نمونه به مواردي اشاره مي كنيم:

    * اولين نقشه برداري فني و تخصصي كشور            * اولين راهسازي مدرن و علمي ايران

    * پايه گذاري اولين مدارس عشايري                             *  پايه گذاري دارالمعلمين عالي 

    * پايه گذاري دانشسراي عالي                              * ساخت اولين راديو در كشور 

    * راه اندازي اولين آنتن فرستنده در كشور               * راه اندازي اولين مركز زلزله شناسي

    * راه اندازي اولين رآكتور اتمي سازمان انرژي اتمي كشور     * تعيين ساعت ايران 

     

    * راه اندازي اولين دستگاه راديولوژي در ايران       * پايه گذاري اولين بيمارستان خصوصي در ايران, به نام بيمارستان "گوهرشاد"         * شركت در پايه گذاري فرهنگستان ايران و ايجاد انجمن زبان فارسي                        *تدوين اساسنامه طرح تاسيس دانشگاه

    تهران                                                       * پايه گذاري دانشكده فني دانشگاه تهران 

    * پايه گذاري دانشكده علوم دانشگاه تهران             * پايه گذاري شوراي عالي معارف 

    * پايه گذاري مركز عدسي سازي اپتيك كاربردي در دانشكده علوم دانشگاه تهران 

    * پايه گذاري بخش آكوستيك در دانشگاه و اندازه گيري فواصل گام هاي موسيقي ايراني به روش علمي                       * پايه گذاري و برنامه ريزي آموزش نوين ابتدايي و دبيرستاني 

    * پايه گذاري موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران    * پايه گذاري مركز تحقيقات اتمي دانشگاه تهران                                                 * پايه گذاري اولين رصدخانه نوين در ايران 

    * پايه گذاري مركز مدرن تعقيب ماهواره ها در شيراز 

    * پايه گذاري مركز مخابرات اسدآباد همدان         * پايه گذاري انجمن موسيقي ايران و مركز پژوهش هاي موسيقي                                    * پايه گذاري كميته پژوهشي فضاي ايران 

    * ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي كشور (در ساختمان دانشسراي عالي در نگارستان دانشگاه تهران)                                             * تدوين اساسنامه و تاسيس موسسه ملي ستاندارد 

    تدوين آيين نامه كارخانجات نساجي كشور و رساله چگونگي حمايت دولت در رشد اين صنعت                                            * پايه گذاري واحد تحقيقاتي صنعتي غدايي

    *راه اندازي اولين آسياب آبي توليد برق (ژنراتور) در كشور 

    * ايجاد اولين كارگاه هاي تجربي در علوم كاربردي در ايران 

    * ايجاد اولين آزمايشگاه علوم پايه در كشور

    او درسال 1371 دربیمارستان دانشگاه ژنوبه هنگام معالجه قلبی دارفانی را وداع گفت . ازنکات جالب توجه این دانشمند وفیزیکدان هموطن دلبستگی ویژه به مفاخرایرانی اسلامی بود که ازجمله می توان به تعلق خاطرایشان به زبان فارسی یاد کرد ، به همین سبب وی برای واژه های دخیل درفارسی، معاد لیابی می کرد که نتایج زحماتش درفرهنگنامه ای گرد آمده که توسط انتشارات وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی چاپ شده است.      

    WWW. MOSTAFAMALDARY.BLOGFA.COM

     

    + نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 2:10  توسط مصطفی مالداری  | 

    نيست ما را در دو عالم جز تمناي وصال

     

      اي دل امشب نيز از داغ    فراق  گل بنال  

     

    گفتمت هيچ اعتمادي  نيست بر عهد محال

     

     

    گر اميد وصل داري در جفايش  صبر  کن

     

    جز صبوري نيست  درد عاشقان را احتمال

     

     

    حسن روز افزون او دل رااسير خويش کرد

     

    چون اسير دام  او گشتي  شکيبا باش   و لال

     

     

    حفر کوه بيستون باشور عشق آسان بوَد

     

    گر بوَد فرهاد را لعل  لب شيرين  مجال

     

     

    جز ملامت هرچه مي خواهي به فرمان   توام 

     

    کز ملامت نيست حاصل  خاطرم را جز  ملال

     

     

    در کمند زلف او جان مي دهم حيران و زار

     

     ديده اي   صياد را افتاده در چنگ   غزال؟!  

      

     

    گر به تيغم مي زني اينک   سپر انداختم 

      

    گر خيال قتل داري  خون من  باشد حلال

     

     

    بخت اگربا مابسازد وصل او دشوار نيست

     

    دارم اميد  وصالش  از خداي  ذي الجلال

     

     

    با رقيبان صلح داردجنگ بادلدادگان

        

        ماه روي  سرو قدّ شاهد  نيکو  خصال    

     

     

    آنکه عيبم مي کنداز درد من آگاه نيست 

      

         عاشق  دلداده  داند از  دل   آشفته  حال       

     

     

    مازجان بگذشته ايم ودل به جانان  داده ايم 

     

    نيست  ما را در دو عالم  جز تمناي  وصال

     

     

    آرزوي وصل او   مختار  را  ديوانه  کرد

     

             گر چه اين امّيددر پيري بوَد خواب و خيال

     

     

    مختار مالداري

    www.mostafamaldary.blogfa.com

     

     

    + نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 2:5  توسط مصطفی مالداری  | 


    صرفه‌جويی يک ميليارد تومانی بيت‌المال با گزارش مردمی

     

     
     

    پس از آن که سازمان بازرسي بر اساس یک گزارش مردمي «طرح سنگ آهن

     

     سنگان» را مورد بررسی قرار داد، به دلايلي همچون غيراقتصادي بودن

     

    رقم

    پيشنهادي برنده مناقصه، پيشنهاد ابطال مناقصه فوق را دادبررسي گزارش

     

    مردمي واصله پيرامون ايرادات موجود در نحوه برگزاري یک مناقصه، منجر به صرفه‌جويی يک ميليارد

     

    تومانی در بيت‌المال شد.

    به گزارش خبرنگار «بازتاب»، پس از آن که سازمان بازرسي بر اساس یک گزارش مردمي «طرح سنگ

     

    آهن سنگان» (وابسته به وزارت صنايع و معادن) را مورد بررسی قرار داد، به دلايلي همچون غيراقتصادي

     

    بودن رقم پيشنهادي 9/35 ميليارد ريال توسط برنده مناقصه و نيز عدم رعايت بخشنامه دفتر امور مشاوران و

     

    پيمانكاران سازمان مديريت و برنامه‌ريزي، پيشنهاد ابطال مناقصه فوق را داد.

    این گزارش می‌افزاید: با تجديد برگزاري مناقصه در آبان ماه 1385، مبلغ آن با 8/10 ميليارد‌ ريال كاهش،

     

    به مبلغ ‌1/25ميليارد ريال تقليل يافت.

     

    نظرات  :

     

    ·    پیشنهاد می گردد که سازمان بازرسی کل کشور روی پرونده مافیای حاکم بر سنگ آهن و فولاد کشور که

     

    قبلا در سایت بازتاب به آن اشاره شده است کار کند .

     

    + نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 1:41  توسط مصطفی مالداری  | 

     

    آیا میدانستید که پروفسور حسابی تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته

     معدن  در فرانسه انجام داده است؟؟؟؟!!!!!

    به تازگی خبر دار شدم که جناب پروفسور حسابی که یکی از نابغه های ریاضی در ایران و حتی جهان

    است ،در رشته معدن درس خوانده و فارغ التحصیل در این رشته در یکی از دانشگاههای فرانسه بوده و

    چندین سال در معادن سنگ آهن در شمال فرانسه مشغول به کار بوده است.

    تا چند وقت آینده مطالبی راجع به زندگی نامه و تحصیل او در رشته معدن را روی وبلاگ خواهم ریخت .

     

    + نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 12:34  توسط مصطفی مالداری  | 

    يزدي ها  چهار راه شناخت دارن

     

    -1 زير شلواري راه راه آبي دارند 2- وقتي بستي ليواني را باز مي كنند درش را ليس ميزنند 3- هر بار كه

     

    يك قلوپ نوشابه ميخورند به شيشه نگاه مي كنند 4- تو چهارچوب در وا مي ايستند و ميگند بفرماييد تو  

    برای خوندن بقیه جکها که خیلی باحالن در ادامه مطلب کلیک کنید.

     

     

     


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 2:17  توسط مصطفی مالداری  | 

    در حسرت لعل شكرت دل شده بي تاب

     

       رفتار  تو شرمنده کند  کبک دري  را 

      

    از غبطه کُشد حسن وجمال تو پري را

     

     

     

    در حسرت  لعل شکرت دل شده  بي تاب

     

    چون صائم مسکين که  نخورده سحري  را

     

     

     

    بگذار که روشن شود از روي تو عالم

     

    پنهان نکن از دل  شده روي قمري  را

     

     

     

    ترس از مگسان نيست اگر باز گشايي

     

    يک  لحظه به گفتار دهان  شکري  را

     

     

     

    آن کس که به ديدار تو  مشتاق  نباشد 

     

    خفّاش  بود غم  نخورَد  بي  بصري  را

     

     

     

     

    اندر طلب وصل به  صد شوق و  تمنا 

     

    گشتيم   به امّيد  توهر بوم   و  بري را

     

     

     

        يک  بار سوي کشته ي عشقت نظري کن 

       

    بگذار  جفا    کاري      و  بيدادگر    را

     

     

     

    داني  چه مرارت ز جفاي تو    کشيدم 

     

    تا کي   مگر احساس  کنم  دربدري را

     

     

     

    سوگند به جان تو که بسيار عزيزاست 

     

    اين دل نکند غير  تو ميل  دگري  را

     

     

     

    مختار به پايش چه زني بوسه، لبش بوس

     

    مپسند  به خود  تهمت  کوته  نظري را

     

     

     

                                                         كتاب: فرياد آسباد

                                            مختار مالداري

    http://www.mostafamaldary.blogfa.com

    + نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 3:14  توسط مصطفی مالداری  | 

    باسلام

    امروز يك خبر بد براتون دارم .

    متاسفانه خبر دار شديم كه ديشب اقاي صادقي  كه يكي از همشهريان بسيار خوب ما بود به علت حمله قلبي به رحمت خدا پيوست.

    درگذشت  نا بهنگام جناب اقاي صادقي را به اداره اموزش و پرورش خواف و همشهريان محترم و خانواده محترمشان تسليت عرض ميكنيم.

    از طرف دانشجويان نشتيفاني

    + نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 19:46  توسط مصطفی مالداری  | 

    نگرشی برSWOT سنگهای ساختمانی و تزئينی ايران

    در هر کشوری منابع و معادنی وجود داردکه در صورت بهره برداری بهينه ، يعنی اعمال روشهای صحيح استخراج ، کنترل ضايعات و کنترل سرعت تخليه ذخاير  می‌تواند سالها ﺗﺄمين کننده ارز و پشتيبانی کننده صنايع باشد. يعنی وفور معادن ، تنوع معادن، ارزانی نيروی کار و انرژی می تواند ما را در توليد محصولات معدنی با قيمتی پائين تر از رقبای جهانی متمايز سازد و می توانيم در اين زمينه تخصص پيدا کنيم. با توجه به تحقيقاتی که در زمينه اقتصادی معادن کشور انجام يافته، معادن سنگ تزئينی سودده ترين نوع معادن در کشور از ديدگاه خرد می باشند. 

    سنگهای تزئينی، نوعی از سنگهای طبيعی هستند که در اندازه های مشخص انتخاب، برش يا تراش داده می شوند و پس از عمليات ساب و صيقل در نما سازی داخلی يا خارجی ساختمانها بکار می رود. کيفيت سنگهای تزئينی به عواملی نظير نوع سنگ ، رنگ ، نحوه استخراج ،برش ، ساب و صيقل و بالاخره دقت در انتخاب و نصب بستگی دارد.عوامل غير شيميايی و غير کانی نظيرشکستگی ها، درزها، هوازدگي ها و خلل و فرج موجود در سنگ نيز باعث افت قيمت سنگ هستند.

    ايران دارای منابع بيشمار و معادن بزرگ سنگهای ساختمانی و تزئينی است که درکمتر مناطق دنيا می توان اينگونه پراکندگی معادن را نظاره گر بود.تعداد معادن فعال به بيش از ۶۰۰  معدن با بيش از ۸ ميليون تن استخراج برآورد می شود ودر اغلب استانهای کشور پراکنده می باشد، که در بين آنها لرستان، خراسان، اصفهان، کردستان، فارس، کرمان، مرکزی و يزد از جايگاه ويژه ای برخوردار می باشند. ذخيره معادن سنگی ايران۵/۱تا ۲ ميليارد تن تخمين زده می شود و صنعت سنگ در جهان بازار فروش حدود ۶۰ ميليارد دلار دارد ولی متاسفانه در کشور ما با وجود ۳۰۰ هزار تن(سنگهای تزئينی کار شده و خام) به ارزش تقريبی ۱۰۰ ميليون دلارتنها درصد ناچيزی از صادرات جهانی را به خود اختصاص داده است و با توجه به اينکه پس از ايتاليا و چين ، ايران سومين توليد کنندﺓ سنگهای تزئينی در جهان است، اما هنوز صنعت سنگ ايران از بستر سنتی خود خارج نشده و لازمه اين کار تجديد نظر اساسی در روشهای استخراج تا صادرات محصولات فرآوری شده می‌باشد که اين توجه بيش از پيش دولت در زمينه سرمايه گذاری های زيربنايی را می طلبد. مشکلات توليد و فرآوری اجماﻻﹰ به شرح زير می باشد:

    ۱- فقدان شناسايی کامل نسبت به ذخاير

    ۲- وجود بهره برداران غير متخصص

    ۳- ضعف نيروی متخصص در معادن

    ۴- عدم رعايت استاندارد بين المللی

    ۵ - وجود ضعف در جذب سرمايه های خارجی در رشته معدن

    ۶‐ وجود بهره برداران غير متخصص

    در حال حاضر ، مهمترين بحث مطرح در مورد صنايع فرآوری و تکميل سنگهای تزئينی و نما در ايران بحث بازاريابی و صادرات آن است که با تبليغات در نشريات تخصصی سنگ و ساختمان جهان، تهيه کاتالوگ و بروشور، شرکت در نمايشگاه های بين المللی و احداث سايتهای اينترنتی می توان تا حد زيادی بر اين چالشها چيره گرديد. از جانب ديگر با توجه به اينکه رقبای ارزان فروشی مانند چين و رقبای با کيفيتی مانند ايتاليا و اسپانيا فرا روی ما قرار دارند، همچنين کالاهای جانشين مانند کاشی، شيشه، و نماهای سيمانی و آلومينيومی،لازم می آ يد که مزيت های رقابتی خاص و جديدی را ايجاد يا تقويت نمائيم؛ يعنی با افزايش کيفيت، بهبود بسته بندی، تبليغات وسيع، سعی در جلب رضايت مشتری و... قدری از شدت خطرات و تهديدات رقبای خارجی و کالا های جانشين بکاهيم تا بتوانيم از بعضی فرصتها مانند تکنولوژی جديد يا رونق فعاليتهای ساختمانی استفاده کنيم .             

    احسان اسماعيل پورمطلق – سيد محمد حسين رحيمائی 

    نوشته شده توسط:مصطفي مالداري(دانشجوي كارشناسي استخراج معدن-تهران-)

     

    + نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 19:43  توسط مصطفی مالداری  | 

    اين هم عكسهاي موجود در وبلاگ من:

     اين عكس در تابستان امسال طي باز ديد مهندس سجاديان از شركت سيمان گرفته شده.

     اين عكس در تعطيلات نوروز امسال كه خيلي خوش گذشت گرفته شده.از راست به چپ ۱-خودم ۲-رحيم ۳- فريار

    (سه بند ۱)

    اين هم عكس پيرمرد زحمت كش و در عين حال شوخ طبع(شركت سيمان مجد خواف)

     

     این عکس مال جوانی های خودمه

     عكس غروب نشتيفان در تابستان(فقط اونایی این منظره را درک میکنند که اومدن نشتیفان)

     

     

     این عکس هوایی از مژن آباد است.

    عكس هوايي از شهرستان خواف 

    این عکسها هم مربو به بازدید زمین شناسی در طول این ترم است .

    اون وسط که شلوغه بچه ها ریختن سر استاد(مثل خبرنگارا!!! میگی نه عکسای بعدی رو نگاه کنین.)

     این استاد پور شریفی (توی این عکس میتونین جدیدترین مدلهای موبایل را از نزدیک ببینید!!!)

     اینجا همه اومدن تا از دکتر پور شریفی مثبت بگیرن

     این هم گالری موبایل از بچه های دانشگاه آزاد(خوش به حالشون ،ما باید حرفای استاد رو بنویسیم اونوفت اونا ....)

     

     این عکس مال جلسه آخره که هم بچه ها و هم استاد حال دادن

     این هم بلوتوس کردن حرفای استاد  (البته اگه،حرفای استاد باشه!!؟؟!!)

     

    به این عکس خوب توجه کنید(به خصوص سمت چپ استاد رو ،ببینین چقدر بچه ها خودمونی هستن

    خدا کنه ترم بعد مهمون استاد نباشن

     

     توی این عکس میتونین شادابی بچه ها رو ببینید(نه به خاطر درس زمین شناسی ،چون جلسه آخر ای درسه)

     

     باز هم استاد و بچه های موبایل به دست

     ای اقا هم داره فکر میکنه که چند درس رو حذف کنه و چند تا رو پاس کنه ؟؟؟(امیر حسین  بقا )

    امیر حسین غصه نخور  این ترم ۱۰ واحد هم پاس کنیم ، شاهکار کردیم!!

     

     استاد !!!

    با چه زبونی بگیم ؟؟؟ ما نمره میخواهیم!!!!

    این بهترین عکس منه .

    از جلسه اول که رفتیم  قم ،البته این قم با اون قم فرق داره (رفتیم سازندهای زمین شناسی رو بررسی کردیم)

    ضمنا نهار هم نخوردیم!!!

     استاد پور شریفی داره میگه که همتون ترم بعد با خودم بردارین تا قبول بشین

     

     این آخرین عکسه خدا کنه هیچکی از این درس نیفته

    شما هم دعا کنید.

     

    حالا كه همه عكس ها را ديديد حتما نظر بدين

    + نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 3:57  توسط مصطفی مالداری  | 

    وضع آموزش و پرورش خواف

    از قديم الايام تاکنون

    ( بانگاهي خاص به مدارس خردگرد )

     تهيه و تنظيم :       پري حسيني و فرهاد عرفان

    نوشته :مصطفی مالداری

     

    مقدمه :

    تاريخ يک ملت آيينه نماي حقايق گذشته يک ملت است براي نسل هاي جوان و آينده , و فرهنگ هر قوم شناسنامه آن قوم است و ملت بدون فرهنگ و تاريخ و گذشته يعني ملت بدون شناسنامه , بدون اصالت و بدون هويت .

    يکي از مناطق و ايالات بسيار وسيع و قديمي استان خراسان که مردان بزرگ , عالمان  و سلاطين مهمي را در خود پرورانده است , خواف است . متاسفانه خواف جزء سرزمين هايي است که کمتر معرفي شده است و آثار و تأليفاتي  که معرف اين شهر است بسيار انگشت شمار و محدودند ,  اين شهر داراي قدرت تاريخي بسياري است و حوادث و رويداد هاي سياسي خاصي را پشت سر گذرانده است همانند : حملة احنف بن قيس سال 18 ه . ق تا حمله نماينده خليفه و نبردبا زرتشتيان  , عبور حسن صباح اسماعيلي از اين منطقه , حمله مغولان به خواف , حمله هولاکو خان , درگيري شاه اسماعيل صفوي در خواف با مراد بيک ترکمان و حضور نادر شاه در خواف و از همه مهم تر تبعيد روحاني برجسته (مدرس) به اين شهر است .

    اطلاعاتي که نگارنده به دست آورده است بيشتر پيرامون يکي از مناطق مهم خواف يعني خرگرد است . هدف از ارائه اين مقاله آشنايي با دو مدرسه مهم منطقه خرگرد خواف مي باشد که يکي مدرسه غياثيه و ديگري مدرسه نظاميه ناميده مي شود . به اميد آنکه در معرفي اين مدرسه حق مطلب ادا گشته باشد.

    يا رب بدور دار بلا و نياز و قحـط       از خطه خراسـان خاصه ز خـاک خـواف

    زيرا که جمله مومن و پاکند و معتقد      با دين نيک و مذهب خوب و ضمير صاف

     

    چکيده مطالب :

    در عموم جوامع انساني , نخستين نهادهاي آموزشي در بطن نهاد ها و سازمان هاي مذهبي تکوين يافته اند, اما به تدريج در پي افزايش و تنوع فعاليت هاي توليدي و خدماتي , و ازدياد و پيچيدگي نهادها و موسسات اجتماعي , برخي از نهاد ها و سازمان هاي مذهبي به شعبه ها و سازمان هاي تخصصي تجزيه شده و برخي از آنها راه استقلال را پيموده و روز به روز از نهادهاي مذهبي بيشتر فاصله گرفته اند و برخي نيز همانند مدارس ديني ايران قبل از اسلام زياد فاصله نگرفته اند . روند شکل گيري فضاي کالبدي مدارس به تبعيت از مساجد , به شکل فضايي چهار ايواني , گواه بر پيوند مدارس به مساجد بود , معمولاً مدارس بزرگ در شهر ها در قلب آن و حوالي مسجد جامع قرار داشت . هدف از تأسيس مدارس براي همه بنيانگذاران يکسان نبود . برخي توسط علماء و مدرسان احداث مي شد و برخي توسط سلاطين و ثروتمندان .

    مطالعه و بررسي وضع فرهنگي منطقه خواف نشان مي دهد که اين سرزمين رجال خيز و ادب پرور با وجود وضع خاص جغرافيايي , به لحاظ فرهنگي پيشرفت داشته است و افراد نامدار اين خطه از فرهنگ غني بالايي برخودار بودن و اصلاً منطقه زوزن را به واسطه علماء بسيار , بصره کوچک مي ناميدند . روستاي خرگرد هم پيشينه پر آوازه اي در تاريخ فرهنگ ايران دارد . يکي از نظاميه هاي قرن پنجم هجري که توسط خواجه نظام الملک در سراسر ايران ايجاد مي شود , در همين خرگرد است , آن روزها خرگرد کنار جاده بود و موقعيت فرهنگي و ارتباطي آن اين شهر را در رديف شهر هاي پر اياب و ذهاب ايالت قهستان قرار داده بود. ديگر مدرسه غياثيه که آثار خيرات و مبرات غياث الدين پير احمد خوفي وزير شاهرخ تيموري است . وي فردي بود که علاقه زيادي با ساختن ابنيه مذهبي و تأسيسات فرهنگي داشت و باني مدرسه غياثيه خرگردخواف شد. در اين مقاله برآنيم در ضمن آشنايي اندکي با وضع آموزش و پرورش خواف , به معرفي اين دو مدرسه تاريخي نيز بپردازيم.


     

    1-        وضعيت فرهنگي خواف در قبل از اسلام :

     

    تاريخچه تعليم و تربيت يکي از مهم ترين جنبه هاي فرهنگي و اجتماعي تاريخ بشر و در واقع پايه و اساس ساير جنبه هاي زندگي به شمار مي رود . آگاهي از آن نه تنها باعث آشنايي با جنبه هاي مختلف آموزشي و پرورشي در طول تاريخ مي شود , بلکه بررسي نتايج دستاوردهاي نظام هاي مختلف آموزشي کشور در استفاده از تجارب به دست آمده مي تواند در ترسيم ساختار آموزشي مطلوب مورد استفاده قرار گيرد . بررسي تاريخي آموزش و پرورش و سير تکويني آن مي تواند نشانگر ميزان رشد يا عقب ماندگي جوامع  باشد[1].

    در رابطه با شهرستان خواف اگر چه از دوره قبل از اسلام آثار مکتوبي در دست نيست که بتوانيم بدان منابع اشاره کنيم ولي از اينکه در عصر اشکانيان و ساسانيان , خواف و زوزن از ولايات مهم نيشابور و ابر شهر و از شهرهاي مهم خراسان بزرگ بوده  , ترديدي نيست . وجود آتشکده هايي که در اين منطقه ياقوت حموي به آن اشاره کرده است و اينکه مناطقي چون خرگرد , زوزن , سيجاوند , سنگان از مراکز بزرگ زرتشتيان بوده است و عبور يک شاخه فرعي از جاده ابريشم که از طريق هرات وارد ايران شده و وصل راه زوزن به گرگان و نيز تپه سياه زوزن و تپه بياس آباد که به نظر باستان شناسان از هزاره قبل از ميلاد مسيح است ,  همه نشانه عظمت فرهنگي اين حوزه قبل از اسلام است . رشد و توسعه منطقه علاوه بر عوامل طبيعي و مادي و عوامل انساني و فکري آن منطقه ارتباط دارد ,  براي اينکه به اهميت , قدمت و پيشرفت فرهنگي يک منطقه پي ببريم , نبايد تنها وضعيت فعلي آن منطقه را ملاک قرار دهيم , بلکه بايد حداقل قرنها به عقب برگشته و با ترسيم دورنماي فرهنگي , اجتماعي و سياسي آن با ملاک هاي مشخص چون علماء , آثار , تأليفات و رجال برجسته سياسي , فرهنگي و موسسات علمي آن سامان در گذشته و حال که هر کدام معرف وضعيت روشن فرهنگي آن منطقه است , ارزيابي کنيم . پس در مورد خواف ملاک هاي برجسته اي وجود دارد و قدمت فرهنگي آن شامل آثار قبل از اسلام اعم از رجال علمي و سياسي  و آثار و ابنيه تاريخي و علمي مي باشد.[2]

     

    2-         وضعيت فرهنگي خواف بعد از اسلام :

     

    از قرن 3 ه با گسترش قلمروي اسلام و آشنايي مسلمين با اصول اديان و مذاهب ديگر زمينه براي تبادل انديشه ها از طريق تدوين و ترجمه کتب و بحث و مناظره فراهم شد و دربار خلفاي عباسي محل تردد فلاسفه و مترجمان و اطباء شد , سخت گيري به پيروان ساير اديان زمان متوکل زياد شدو دربار عباسي به عنوان پايگاه تجمع انديشمندان , مرکزيت خود را از دست داد .  مراکز سلسله هاي ايراني قبل از تسلط ترکان محل خوبي براي تجمع فضلاء و ادباء بود . برخي مثل قابوس بن وشمگير اهل ادب بودن و زمان ترکان غزنوي به اين طرف , قتل افراد به اتهام عقايد مذهبي خاص آغاز شد و خيلي ها با اين اتهام کشته شدن و کتب زيادي به اتش کشيده شد . فقط فقها و شعراء و ادباي مورد قبول را در غزنين گرد هم جمع مي نمودند و آنجا کتابخانه هاي بزرگ پديد آوردند . اين زمان ها مساجد نخستين فضاهاي آموزشي و تدريس بود . و کم کم از اواخر قرن  3 ه و اوايل قرن 4 ه دارالعلوم هاي به وسيلة علما ء وامرا تأسيس شد.تعدد مکتب هاي فلسفي و مذهبي عامل ازدياد طلاب شد وضرورت ايجاد فضاي خاص را منجر گشت.[3]  

    نخستين مدرسه اي که بعد از اسلام پديد مي آيد به قولي توسط حسن بن علي معروف با ناصر کبير در قرن 3 ه در آمل دانسته اند و به دنبال آن روند ساختن مدرسه سرعت بيشتري مي گيرد و مدارس نظاميه توسط وزير الب ارسلان وملک شاه  گسترش مي يابد .اکثر مورخان شهر نيشابور را  مهد نخسين مدارس در خراسان دانسته اند و وجود بيشتر اين مدارس علمي در شرق ايران نشان دهندة توجه ان مرز و بوم به علوم و احترام علماء بوده است مدارس محلي که در بلخ , بخارا , هرات ساخته مي شود , فضاي تعليمات عالي بود.

     نظاميه ها اگر چه نخستين مدارس اسلامي نبودند ولي سازمان عظيم و برنامه هاي بکار برده شده در آنها باعث شد تا کليه سازمانهاي علمي معاصر آن را تحت الشعاع قرار دهند از جمله هدفهاي مهم ساخت نظاميه ها , تقويت مذهب شافعي در برابر ديگر مذاهب اسلامي و مقابله با تبليغات و فعاليتهاي فرهنگي اسماعيليان بود . اين مدارس تا دير گاهي از مراکز مهم علمي و مذهبي دنياي اسلام بود و دانشمندان از اقصي نقاط ايران بدانجا مي آمدند.[4]

     

    و اما در مورد خواف , منابع تاريخي حکايت مي کند که در سر زمين رجال خيز و ادب پرور خواف با اينکه اوضاع سياسي و جغرافيايي آن در پيشرفت فرهنگي اش نقش مؤثري داشته و در دامن خود  رجال علمي , سياسي , مذهبي و نظامي خدمتگزاري را براي ايران و اسلام پرورش داده , واضح است که رشد شخصيت ها و رجال بستگي مستقيم به پيشرفت آموزش و پرورش هر منطقه دارد. افراد نامدار خواف از فرهنگ بسيار غني برخوردار بوده اند و اغلب مورخان زوزن را به واسطه علماء بسيار, بصره کوچک مي ناميدند . علي بن حسن باخزري در قرن 5 ه مي گويد : (( زوزن به آسيابي مي ماند که بر مدار دانش مي چرخد )). جاي ترديد باقي نمي ماند که زماني خواف در دوران طلايي فرهنگ به سر مي برده که حتي کشورهاي ديگر جهان از وجود دانشمندان آن بهره مي برده اند . علماء اين منطقه در بغداد , شامات , بخارا , سمرقند و ساير ولايات مثل هرات و نظاميه نيشابور تدريس مي نمودند و يا در ولايات ديگر مثل دربار غزنويان و سلاجقه و تيموريان و خوارزمشاهيان به امارت و وزارت رسيده اند و يا مثل عبد الرزاق  خوافي صاحب بهارستان سخن و مأثر الامرا در قرن 10 و 11 ه ق در درباره هند خدمات خدمات فرهنگي نموده و تأليفاتي داشته اند.

    اهميت علمي فرهنگي و سياسي خواف از آنجا پيداست که در قرن 5 ه خواجه نظامک الملک طوسي وزير ملکشاه  در خرگرد خواف نظاميه اي در حکم دانشگاه امروزي تأسيس مي کند و غياث الدين پير احمد خوافي وزير شاهرخ تيموري نيز مدرسه غياثيه را در آنجا بنا مي کند . اين امور دليلي بر آن است که خواف در رديف شهرهاي مهمي همچون بغداد و نيشابور و هرات بوده است . بعد از سقوط تيموريان و کم توجهي سلاطين کم کم از رونق فرهنگي و علمي آن کاسته مي شود . عواملي چون هم مرز بودن با افقانستان که به لحاظ فرهنگي در سطح پاييني بوده است و عوامل طبيعي و تضاد مذاهب شيعه و سني , باعث عدم رشد فرهنگ در  برخي  دوره ها در اين منطقه شده است. وجود فقهايي چون خواجه وقوف سيجاوندي صاحب کتاب  عين المعالي والوقف و الابتداد  که ملقب به امام کبير , ملک الکلام و سلطان جهان علم و بيان است و يا وجود ابوالمظفر خوافي که شغل قضاوت توس را داشته و با امام محمد غزالي هم درس بودند و شاگرد امام الحرمين جويني بوده است . و ملقب با امام العالم , سطح بالاي فرهنگي منطقه  را مي رساند.[5]

    ديگر مولانا نظام الدين مژن آبادي مشهور به پير تسليم وامام المعظم وعلي بن قاسم سنجاني صاحب کتب مختصر العين و محل العين , انسان الدالعين به عربي مي باشد.

    ادبايي چون قاضي حسين احمد زوزني صاحب المصادر , فصيح خوافي صاحب کتاب روضة خلد که ملقب به استاد جهان وفصيح الحق والدين است , فصيح الدين محمد خوافي که امام اعظم ناميده مي شود , مولانا فصيح خوافي همفسر هميشگي با امير علي شير نوايي وزير سلطان حسين بايقراء  , ميرزا غلامحسين معروف به مظفر خوافي که تمام عمرش را در مدرسه ساکن بوده است , فصيح رويي که کتابخانة جوکي ميرزاي تيموري را اداره مي کردو شيخ زين الدين خوافي که از مصادر امور مهم محمد باقر شاه بوده است و شيخ زين الدين خوافي متخلص به وفايي , صمصام الدوله مير عبد الرزاق خوافي , صاحب مأثر الامرا و بهارستان سخن که مناصب مهمي در دربار اکبر شاه داشته است. [6]

    رياضي دادان مشهوري چون محمد سيجاوندي و عبدالله بن سعيد خوافي , محمد بن علي خوافي و زنگنه خوافي که هر يک کتب بسياري در مورد علم رياضي نوشته اند.

    سلاطين مهمي از سلسله مظفر مثل شاه شجاع  و شاه منصور که 79  سال بر قسمت اعظمي از ايران حاکم بودند  و همه اهل نشتيفان و ساکن سيجاوند خواف بودند , که 8 تن از آنان به سلطنت رسيدند.

    عرفايي چون شيخ زين الدين ابوبکر خوافي , مجمل فصيحي که منصب مهمي در زمان شاهرخ و باينسقرميرزا داشت , حافظه ابرو مورخ بزرگ قرن 8 و 9 ه دوره شاهرخ و امير تيمور و باينسقر ميرزا بوده و با شاه نعمت الله ولي و شاه قاسم انبار نيز معاشرت داشته است.

    سياستمداران معروفي چون ابونصر مشکان زوزني , دبير رسايل سلطان محمود ومسعود غزنوي ( در قرن 5 ه ) بوسهل زنوني سياستمدار وزير مسعود غزنوي , کمال الدوله , ابوالرضا  که پسرش داماد خواجه نظام الملک طوسي است از سياستمداران عصر سلجوقي اند . مولانا صدر الدين خوافي حاکم کرمان و سپهسالار رشيدي چون ملک شمس الدين محمد انار خوافي بازوي تواناي سلسله خوارزمشاهي اند. غياث الدين پير احمد خوافي 40 سال وزارت شاهرخ تيموري را دارد و خواجه نظام الملک خوافي وزير مقتدر سلطان حسين بايقرا و خواجه مجد الدين محمد , وزير سلطان حسين بايقرا تنها فردي است که در حضور شاه مي نشسته است.

    اين افراد کاردان خوافي به خاطر لياقتي که از خود نشان مي دادند و موقعيت علمي و فرهنگي بالايشان در قرن 10 و 11 و 12 ه حتي پا از محدوده کشور فرات نهاده و در دربار هند نيز موقعيت عالي يافته اند.

    خواجه البوالحسن تربتي خوافي والبوالمعالي خوافي که از سرداران نظامي در دربارهند  بودند و عده اي از سادات حسيني خواف بيش از 150 نفر مثل صمصام الدوله شاهنواز خان خوافي , حشمت الدخان خوافي , مظفر خان خوافي سال ها در کشور هند امور سياسي و نظامي را بر عهده داشته اند. اطبايي چون نجم الدين محمود بن صاين الدين طبيب خافي – جلال طبيب خوافي – منصور بن احمد بن يوسف , محمود بن الياس و يوسف طبيب هروي خوافي در هنددر دربار بابر و همايون پادشاه به عنوان طبيب درباري بوده اند که هر يک تأليفات ارزشمندي در زمينه پزشکي نوشته اند.[7]

     

    3 - وضعيت جديد فرهنگي خواف :

     

    با توجه به مطالب گذشته در مي يابيم خواف از نظر فرهنگي در سطح بالايي قرار داشته است. مدرسه نظاميه که سال 733 ه . ق توسط خواجه نظام الملک ساخته شده و مدرسه غياثيه که توسط غياث الدين پير احمد خوافي وزير شاهرخ احداث گرديد , تا اواخر قرن 10 ه از رونق خاصي بر خوردا بودند . اما از قرن 10 ه به بعد سير نزولي پيدا کرد و ديگر از آن شخصيت هاي مهم و مشهور آن ديار اثري نيست , عدم توجه سلاطين صفوي باعث شد اين شهر از رونق بيافتد. عدم استفاده از اين موسسات و مدارس به طور گسترده از قرن 10 و 11 به بعد و متروک شدن اين موسسات , علم و دانش را در منطقه ضعيف کرد.

    زمان افشاريه مرکزيت علمي سياسي به شهر روي خواف منتقل مي شود . بسياري از طالبان علوم ديني براي تحصيل به کشور هاي هندو پاکستان و افغانستان عزيمت مي کنند , کم کم بنا به در خواست اهالي خواف و با کمک مرحوم حاج خواجه محي الدين احراري حوزه علميه احناف خواف ساخته مي شود که جايگزين مرکز ديني و علمي مذکور مي باشد . تأسيس اين مدرسه علمي با سال 1327 ه ش بارز ترين نمود فرهنگي خواف است که نزديک 250 طالب علم که مخارج آنان از طرف حوزه تأمين مي شود , در مدرسه سرگرم تحصيل اند و برنامه اي براي تحصيل طلاب تنظيم کرده اند که آنان دوره سطح را در دو سال تمام نموده و بعد از آن درس خارج آغاز مي شود . اين مدرسه در جنوب خراسان قديمي ترين سابقه را دارد و اکثر علما ء با خرز و جام فارق التحصيل آنند و اکثر اصناف آن سوي مرز نيز تحصيلات ديني خود را مديون حوزة علميه خواف اند . به جزء حوزه علميه خواف در سنگان و نشتيفان و خليل آباد بالا خواف نيز حوزه علميه احداث و فعال مي شود. اين روحانيون در گسترش فرهنگ اسلامي و قرآني منطقه نقش مهمي داشته و دارند .

    هم اکنون واحد هاي آموزشي دولتي درکليه مقاطع , دانشگاه پيام نورنيزدرآن احداث شده است .

     

    4 - خرگرد و موقعيت فرهنگي آن :

     

    خرگرد به فتح اول بي ترديد از دو جزء ترکيب شده جزء اول واژه همان خور است يعني آفتاب و گرد يعني شهر و کلاً خر گرد يعني شهر آفتاب . مقدسي و احسن التفاسيم آن را خرگرد و خرکرده آورده اند . خرگرد در يک فرسخي جنوب شرقي خواف نزديک مرز افغانستان واقع شده است و پيشينة پر آوازه اي در تاريخ فرهنگ ايران دارد. وقوع روستا بر سر راه هرات عامل رونق آن گشته و موقعيت فرهنگي و ارتباطي خرگرد , اين شهر را در رديف شهر هاي پر اياب و ذهاب ايالت قهستان قرار داده بود و بسياري مزارات و گستردگي گورستان ها , وجود ابنيه تاريخي نشانه عظمت گذشته آن است . قلعه گبرها که دژ نظامي زرتشتي ها بود و موضع اصلي لشکريان مسلمان در خرگرد واقع شده است . قبر ابوبکر وراق نيز شهرت زيادي دارد, وي فقيه شافعي متوفي 240 ه صاحب کتاب عالم و متعلم است . واما برجسته ترين آثار خرگرد يکي مدرسه  نظاميه است و ديگر مدرسه  غياثيه و نيز مسجدي منسوب به شيخ زين الدين سنگاني است . به علت اهميت مدرسه نظاميه و مدرسه غياثيه اين منطقه به شرح آن مي پردازيم .[8]

     

    الف ) مدرسه نظاميه خرگرد :

     

    بعد از مرگ چنگيز خان جانشين هاي او شروع به احياي آباداني و روابط با مردم مناطق مفتوحه نمودند . اوکتاي دستور داد مسلمان را از ايجاد مدرسه و مسجد منع نکند . زمان گيوک خان فرزند اوکتاي نيز چون روشي بي طرف داشت و مناظره ميان علماء اديان برگزار مي شد . مارکو پولو زمان قوبيلاي خان وارد ايران شد و زمان ايلخانان و بلاخص غازان خان بنا هاي زيادي احداث شد. از جمله مدارس مهم که در زمان سلجوغيان پديد آمد مدرسه نظاميه خر گرد خواف که توسط وزير آلپ ارسلان و ملکشاه , خواجه نظام الملک طوسي تأسيس مي شود .[9]

    در مورد مدرسه نظاميه خرد گرد سند معتبري در دست نيست و در هيچ منبع مهمي از آن ياد نشده است الاّ کتيبه آجري و قسمتي از ايوان مخروبه آن که قسمتي از اين کتيبه در موزه ايران باستان نگهداري مي شود . متن کتيبه (( ... بن اسحق رضي اميرالمونين اطال اله ... )) و احتمالاً حسن بن علي قسمت اول نام نظام الملک از کتيبه افتاده است.[10]

     نظاميه هايي که در اين زمان ساخته شده از حيث معلم و خطيب و معيد  و رئيس دارالکتب و عمال و ضابطين و خدمتگزاران تشکيلات منظمي داشتند و دانشجويان وطلاّبي که اين مدارس تحصيل مي کرداند داراي مستمري بودند. معيد هاي اين مدارس که خود استاد و از علماء و دانشجويان بوده اند و دروس سالانه دانشجويان را مرتب اعاده مي کردند . غالباً از مردم خواف بوده اند . دانشمنداني  چون مولانا عبد الرحمان جامي (817 – 898 ه . ق ) شاعر قرن 9 ه از تحصيل کرده هاي اين حوزه اند .[11]

    طرح تأسيس نظاميه خواف را خواجه نظام الملک طوسي در نخستين سال هاي وزارت خود در دوران پادشاهي آلپ ارسلان ( 455 – 465 ) ريخته است . آندره گدار که محقق ارجمند فرانسوي هست بارها خرگرد را ديده است و با موشکافي تمام به مطالعه مدرسه نظاميه خرگرد پرداخته, او به اين نتيجه رسيده است که : (( بناي مذبور قديمي ترين مدرسه بزرگ چهار ايواني در ايران بوده است )) , ... (( اين مدرسه الگويي براي چهار ايواني شدن مسجد جامع اصفهان و پس از آن مسجد جامع زواره و سپس مسجد جامع اردستان در قرن ششم ه گرديد ... ))[12]

    از نوشته هاي آندره گدار چنين استنباط مي شود که :

    گوشه جنوبي صحن در فاصله 30/5 متري نماي خارجي ديوار چپ ايوان بزرگ 90/5 متري , قطعه ديواري به طول 11 متر و عمود بر صحن قرار گرفته است و بدون هيچ ترديدي مي توان تصور کرد که مدرسه نظاميه خرگرد متشکل از صحني بوده مربع به همراه 4 ايوان که در محور طولي و افقي صحن و محل هاي مسکوني واقع در چهارگوشه , قرار داشته اند و در پهلوي راست صحن , قطعه اي از يک ديوار قديمي بر جاي مانده و قسمتي از ديوار ايوان طرف راست است . احتمالاً ايوان شمالي آن در ضلع مقابل ايوان قبله بوده و احتمالاً راهرو ورودي به مدرسه بوده باشد . در بالاي ديوار سمت چپ هنوز بخشي از پوشش خارجي اين قسمت از بنا وجود دارد و اين پوشش دقيقاَ شبيه همان است که در زير کتيبه نظام الملک به وضوح ديده مي شود . آجر چيني درهمي به شکل زيگزاک , خفته و راسته . پس در نهايت مدرسه نظاميه خرد گرد اين چنين در نظر مجسم مي شود : (( برگرد صحني مرجع چهار ايوان با اندازه هاي متفاوت که بر بناهاي يک طبقه که به آنها متصل مي شده اند تسلط داشته اند . ))

    گدار ادامه مي دهد : (( ديوار هاي تنها بخش مدرسه نظاميه خرگرد که هنوز بر سر پا ايستاده اند يعني ايوان قيله آن چنان در معرض ريزش قرار گرفته اند که اداره باستان شناسي تصميم گرفتند که کتيبه پر ارزش نظام الملک راکه بدون ترديدزيباترين کتيبه موجوددرايران است ازديوارجداساخته و به موزه تهران انتقال دهد . )) .

    اين کتيبه آنقدر به گل و لاي آغشته است که از ديوار هاي گلي به روي آن ترشح شده و تصور مي شود خود آن هم از گل خام است و هنگام جدا شدن از ديوار خورد شود ولي بعد معلوم شد با گل پخته و آجرهاي عالي زرد رنگ ساخته شده است .

    گدار متن کتيبه را اين گونه بازنويسي کرده است : اعوذ بالله من الشيطان ... العادل لعه ... الملک قوام اله ... ي بن اسحق رضي اميرالمومنين اطال الله في العزالدائم ... ه علي يدي الشيخ الحميدالاجل السيد سريه الدوله ... ))

    هرتسفلد آلماني نيز اين مدرسه راديده است ودرکتاب فهرست ابنيه وآثار تاريخي ايوان از آن يادکرده است .[13]

     

    ب ) مدرسه غياثيه خرگرد :

     

    غياثيه خرگرد در مجاورت روستاي خرگرد در 5 کيلومتري خواف بر سر راه تايباد نزديکي افغانستان واقع شده است . اين مدرسه تاريخي از جمله ابنيه چهار ايواني و آجري است که در زمان شاهرخ تيموري به سعي پير احمد خوافي به سال 848 ه . ق ساخته شده است.

    اين مدرسه از مهمترين و زيباترين بناهاي ناحيه شرق ايران و منطقه خراسان است . و هنرمند ترين معماران آن زمان يعني استاد قوام الدين و غياث الدين شيرازي آنرا ساخته اند . زيبايي و استحکام بنا به گونه اي است که اميد مي رفته قرن ها ي متمادي مرکز پر جنب و جوش تعليم و تربيت باشد اما شرايط خاص آن روزگار مجال چنين مرکزيتي را به غياثيه نداده بود , با اين صورت اگر چه مدرسه اکنون بيش از پانصد و پنجاه سال عمر دارد اما عمر مفيد آن چندان نپاييد . علت اينکه غياثيه زود از مرکزيت علمي بيرون رفت , اين بود که اين مدرسه توسط يک سلطنت سنّي ساخته شده بود و بعد از 60 سال که شيعه مسلط شد و صفويان قدرت را به دست گرفتند, شاه اسماعيل متوجه خواسان شد و 70 تن طلبه و مدرس غياثيه را عرصه تيغ تعصب خود نمود . شايد اين منبع راست نباشد ولي به هر حال مدرسه غياثيه ديگر نمي توانست به شکل قديم خود رونق داشته باشد و جايي براي خود در عالم دانش و فرهنگ باز کند .[14]

    باني مدرسه چنانچه که قبلاً اعلام کرديم غياث الدين پير احمد خوافي وزير شاهرخ تيموري است اين مرد در طول 40 سال که شاهرخ از سر حدختا تا نواحي روم سلطنت نمود , صاحب اختيار بود و بعد از کناره گيري از وزارت به طواف بيت الله الحرام رفت و درمراجعت  زندگي را بدرود گفت. معماران مدرسه غياثيه , غياث الدين شيرازي و قوام الدين شيرازي و اين دومي هنرمند قابل و چيره دست و خلاقي بوده است که آثار زيباي ديگري هم به گنجينه هنر معماري ايران پيشکش کرده است . از جمله مسجد گوهر شاد مشهد , مزار قوام الدين شيرازي در خرگرد خواف است.[15]

    اهميت هنري مدرسه در حدي است که محققان معروف غربي چون هرتسفلد , سايکس و برنارد اوکين و گرابار در مورد آن به تحقيق پرداخته و از کتيبه هاي آن نسخه برداري کرده اند . نماي داخلي ايوان ها مقر نس هاي گچي جالب توجهي را در خود دارند. در چهار زاويه بنا چهار اطاق با سقف گنبدي دو پوشه ساخته شده و با کاشي هاي معرق و مقرنس گچي تزيين يافته است . دو اطاق زاويه شمال شرقي و شمال غربي بزرگتر از ساير حجره ها و با سقف هاي شبکه بندي شده بسيار زيبا به احتمال زياد به عنوان مسجد مدرسه و مجالس وعظ و بحث استفاده مي شده است از اره ايوان ها و حجره هاي طبقه همکف از سنگ هاي مرمر با اشکال جالبي ساخته شده و اکثر سنگ هاي مرمر آن غارت شده است.

    از شبستان سمت راست براي مسجد و شبستان سمت چپ براي اتاق مدرس و استادان استفاده مي شده است . ديوارهاي صحن داراي کاشي است و روي ايوان هاي وردي داخلي (( انا فتحنالک )) و ايوان روبروي آن سوره الرحمن و ايوان سمت راست سوره قيامه و ايوان شرقي (چهارم) سوره دهر باخط ثلث کتيبه شده است.البته بايد توجه داشت که قسمت اعظم اين کتيبه ها از بين رفته است . نوار دور ميانه حجرات مدرسه جمله هاي الا اله الا الله , الحمد الله , توکلت علي الله ربي ديده مي شود . نماي خارجي مدرسه کاشي کاري شده است و داخل برخي از طاق نماهاي خارجي آن جملات الله و محمد بارها تکرار شده است . دو برج تزئيني در ضلع شمالي احداث شده که تزئينات سنگ مرمر و کاشي آن از بين رفته است کلاً تزئينات بنا شامل کاشي هاي آبي , کبود و سنگ مرمر مي باشد.

    چون مدرسه در اثر عوامل طبيعي چون زلزله , بادهاي تند و سيل و فرسايش طبيعي و گرمي هوا و غارت اشياي قيمتي توسط روس ها تخريب شده در سال 1316 تعميراتي در آن صورت گرفته است.[16]

    فهرست منابع :

    1- رجال شرق خراسان،ابراهيم زنگنه،انتشارات خاطره،مشهد،1370

    2-: تاريخ مدارس ايران از عهد باستان تا تاسيس دار الفنون, حسين سططانزاد ،،انتشارات آگاه ،تهران،1364

    3-, تاريخ هزار ساله خواف ، ابراهيم زنگنه ,شوراي اسلامي شهر خواف،مشهد،1382

    4- تاريخ معماري ايران در دوره اسلامي ، محمد يوسف کياني  ,سازمان مطالعه وتدوين كتب انساني دانشگاهها ،تهران،1374

    5-, تاريخچه آموزش و پرورش نوين خراسان از آغاز تا انقلاب اسلامي, يوسف متولي  حقيقي،مرنديز،مشهد،1384

    6- جغرافياي تاريخي ولايت زاوه , محمد رضا , خسروي،،انتشارات آستان قدس مشهد،1386

    7- ، خواف در گذر تاريخ, عبد الکريم احراري رودي , انتشارات شيخ الاسلا م،تربت جام،1383

    8- كتا بچه خواف، هادي تقي زاده –عبدالرسول رحيمي، سازمان ميراث فرهنگي وگردشگري ،مشهد،1385

    9-  مجموعه راهنماي جامع ايرانگردي , حسن زنده دل ودستياران ،ايرانگردي ،تهران ،1379

     

     

    10- با مدارس نظاميه و تأثيرات علمي و اجتماعي آن, نور الله , کسايي  ،امير كبير، تهران ،1363

     

     

     نوشته شده :مصطفی مالداری

     

    -نام و نام خانوادگي : پري حسيني – فرهاد عرفان

    -شماره پرسنلي : 31073841-31067190

    -محل خدمت : فرهنگيان ( ناحيه 7 ) – مهديزاده ( ناحيه 1 )

       

     

     

    + نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 0:57  توسط مصطفی مالداری  | 

    روستاي مژن آباد

     

    آدرس: استان خراسان رضوي – شهرستان خواف – بخش سنگان- روستاي مژن آباد

     

    راه دسترسي به مژن آباد جاده آسفالت است كه امكاناتي نظير آب برق و تلفن در اين روستا در دسترس

     

    است.روستاي مژن آباد در قديم يكي شاهراهاي مهم براي تجارت ورفت و آمد افراد بوده است .

     

    كه متاسفانه به علت مسائل حاشيه اي مثل .... و سياست هاي غلط درباره اين روستاي تاريخي  فعلا به نقطه

     

    اي دور افتاده تبديل شده كه هيچ نوع استفاده تجاري و يا در مسير راههاي مهم نبوده و حتي مكاني براي حمل و

     

     نقل و مسير سوداگران مواد مخدر شده است.

     

     

    فرهنگ اين مردم تقريبا از زمان قديم  كمتر دستخوش تغييرات قرار گرفته است.

     

    اين روستا از چند قبيله يا بهتر بگويم چند فاميل مهم تشكيل شده كه عبارتند از:

     

    - مالداري:كه هم فاميلي هاي خودم هستند ويكي از دلايلي كه اول نوشتم به همين خاطر بود.

     

    - بخشي : اين قبيله هم تعداد زيادي از جمعيت مژن آباد را تشكيل ميدهند.

     

    -  دو ستي

     

    - تيموري

     

    البته بايد بگويم كه اين تقسيم بندي من به معناي آن نيست كه تضاد يا اختلافي بين طايفه ها وجود دارد. بلكه فقط

     

    منظور من معرفي اين دسته كه غالب افراد مژن آباد هستند.بود.

     

    از اينها كه بگذريم به موقعيت مژن آباد و قرار گيري ان در نقشه جغرافيا ميپردازم.

     

    موقعيت جغرافيايي مژن آباد:

     

    لازم به ذكر است كه اين فاصله فقط فاصله هاي هوايي ميباشد كه در واقعيت كه راه هاي زميني ميباشد مطمئنا

     

    فاصله ها از اين بيشتر است .

     

    1-     در فاصله 246 كيلومتري جنوب شرق شهر مشهد

     

    2-     در 52 كيلومتري جنوب شهرستان خواف

     

    3-     در 35 كيلومتري شهر نشتيفان

     

    4-ضمنا نزديكترين فاصله هوايي با مرز افغانستان 35 كيلومتر ميباشد كه دقيقا در شرق مژن آباد است.

     

     

    روستاهاي اطراف مژن آباد:

     

     به ترتيب از سمت شمال :

     

    نياز آباد – بهدادين – كاريون – حسين آباد-

     

    ودر سمت غرب :

     

    محمد آباد بخساني و بياساباد و

     

     در شرق و جنوب آن

     

     روستاهاي  چاه زول و نهورقرار دارد .

     

    كه اميدوارم بتوانم راجع  به روستاي نهور مطالبي را روي وبلاگم بنويسم .

     

     

    البته نزديكترين روستاها به مژن آباد حسين اباد و چاه زول ونهور است.

     

    آداب و فرهنگ مردم مژن آباد:

     

    9/99 درصد از مردم مژن آباد سني مذهب هستند كه همه انها از فرقه امام ابوحنيفه ميباشند.

     

    از اداب مردم نوع لباس پوشيدن انهاست كه اين نوع لباس محلي  به لباس بلوچي شباهت زيادي دارد.

     

    نوع عروسي ها و اعياد كاملا متفاوت است كه در اينده به شرح ان خواهم پرداخت.

     

    وضعيت تحصيل در مژن آباد:

     

    خوشبختانه در چند سال اخير بر تعداد تحصيل كرده هاي مژن آباد افزوده شده است به طوري كه فعلا حدود

     

     چندين ليسانس دارد و تعداد زيادي دانشجوي در حال تحصيل دارد كه در رشته هاي فني و علو تجربي و

     

    تربيت معلم مشغول به تحصيل هستند.

     

    در روستاي مژن آباد سه مدرسه وجود دارد كه تشكيل شده از :

     

    1-     مدرسه ابتدايي دخترانه و پسرانه

     

    2-     مدرسه راهنمايي دخترانه و پسرانه

     

    3-     دبيرستان( كه ظاهرا فقط پسرانه است )

     

    4-     ظاهرا در روستاي مژن آباد دختران حق تحصيل ندارند و تعداد اندكي كه قصد درس خواندن دارند حتما

     

    بايد براي ادامه تحصيل به شهرستان خواف يا سنگان و........ بروند.

     

    در اي روستا حدود 20 دختر ديپلمه وجود دارد

     

    يكي از مشكلات تحصيل براي دختران در اين روستا نوع نگرش منفي مردم  به درس خواندن دختران است

     

    كه خوشبختانه در چند سال اخير تغيير چشمگيري داشته است .

     

    عموما پسران پس از تحصيلات راهنمايي  در س خواندن را رها ميكنند و به دنبال شغلهاي كاذب مثل

     

    كارگري و چوپاني و ... ميروند كه بيشتر جوانان ان براي كار به تهران مهاجرت ميكنند واين يكي از

     

    معضلات روستاي مژن آباد است كه فعلا  راه حل درستي در اين مورد انديشيده نشده است .

     

    ولي تعداد معدودي از افراد كه درس را ادامه ميدهند حتما به يك سطح علمي خوب و يك شغل خوب دست پيدا

     

     ميكنند.

     

    مثال عيني ان پدر خودم و عموهايم هستند پدرم (ليسانس)با تمام مشكلات همراه دو عموي ديگر من (دكتر و

     

    دامپزشك)به دنبال درس رفتند و نهايتا هم توانستند مدارج خوبي را كسب نمايند.

     

    شغل مردم:

     

    شغل عموم مردم مژن آباد دام پروري و كشاورزي است كه در كنار ان به كارهايي مثل رانندگي ومعامله

     

    گري و .... مشغول هستند.

     

    تاريخ مژن آباد:

     

    مژن آباد داراي تاريخ كهني است كه فعلا اطلاعات دقيقي در دست ندارم و با پرس و جواز افراد اگاه مثل

     

    پدرم حتما سعي ميكنم در اولين فرصت انها را روي وبلاگ بنويسم.

     

     

    + نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 0:34  توسط مصطفی مالداری  |